مرکز آموزش فنی و حرفه ای شماره 4
خواهران نجمه - مشهد 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

 

تهیه کننده : زهرا ندافی مقدم

تعریف نو آوری

نوآوری از شاخص های کلیدی در فرآیند کارآفرینی به شمار می رود . زمانی تولید بیشتر و راندمان بالا عامل کلیدی موفقیت در کسب و کار بود و امروز عامل کلیدی موفقیت ، نوآوری است .

صابنظران نوآوری را به صورت های زیر تعریف نموده اند :

نوآوری به معنی خلاقیت عینیت یافته یا اندیشه خلاق تحقق یافته است . در این نوع تعریف خلاقیت را تولید ایده ، و نوآوری را تحقق بخشیدن به آن ایده می دانند .

نو آوری ، عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری یک فکربکر و واقعیت جدید است .

( آلبرشت 1987)

نوآوری ، فرایند خلاق و تبدیل آن به محصول ، خدمات و روش های جدید عملیات است .(رابینز 1999)

 فرآیند نوآوری

مجموعه مراحل ، عملیات و رویدادهایی که در یک سازمان طی می شود تا نوآوری به وجود بیاید فرآیند نوآوری نامیده می شود . معمولا نوآوری به صورت اقدامات متوالی و یا مراحل پیاپی صورت می گیرد . برای اینکه فرآید نوآوری به صورت موفقیت آمیز به اجرا درآید ، باید نسبت به این امر اطمینان حاصل کرد که مراحل این فرآیند به ترتیب در سازمان رخ دهد . اگر یکی از این مراحل اجرا نشود ویا یکی از ارکان وجود نداشته باشد این فرآیند با شکست روبرو خواهد شد . این مراحل به شرح ذیل می باشد .

1-    نیاز: نیاز برای تغییر و نوآوری ، زمانی مطرح می شود که افراد نسبت به عملکرد جاری خود ناراضی باشند . وجود چنین مسئله ای باعث می شود که آنها در پی روش های جدید باشند .

2-    نظریا ایده : یک راه جدید برای انجام دادن کارها « نظر یا ایده » است . این نظر یا ایده می تواند به صورت الگو ، طرح یا برنامه ای باشد که یک فرد یا سازما ن باید آن را به اجرا درآورد . همچنین امکان دارد به صورت دستگاهی جدید ، محصولی تازه و یا روشی نو برای نظارت بر امورو یا حتی شیوه مدیریتی نوین در سازمان باشد .

 3-    پذیرفتن با تطبیق : به مرحله ای گفته می شود که مدیران یا تصمیم گیرندگان ، در صدد برآید که نظر یا ایده پیشنهادی را پذیرفته و به اجرا درآورند .

4-    اجرا : مرحله اجرا زمانی است که اعضای سازمان به یک ایده ، روش یا رفتار جدید جامه ی عمل می پوشانند . در این مرحله شرکت باید مواد وسایل یا ماشین آلات لازم را خریداری کند و کارکنان ، دوره های جدید را آموزش ببینند .

 5-    منابع : نوآوری به خودی خود صورت نمی گیرد بلکه مستلزم صرف وقت و استفاده از منابع گوناگون برای ارائه ایده ای جدید و جامه ی عمل پوشانیدن به آن است .

 ویژگی فرآیند نوآوری

فرایند نوآوری دارای ویژگیهایی است که برخی از آن ها عبارتند از :

1-    فرایند نوآوری با عدم اطمینان ( تردید) همراه است منبع نوآوری با ایجاد فرصت برای نوآوری غیر قابل پیش بینی است . نتایج نوآوری را به سختی می توان با تجربیات قبلی سنجید و به عبارتی پیش بینی مشخصی از نتایج به عمل آورد .

2-    فرایند نوآوری مبتنی بر دانش افزایی و یاد گیری است فرایند نوآوری موجب تقویت دانش جدید می شود و متکی برهوش و خلاقیت فردی و یادگیری متقابل است .

3-    فرایند نوآوری در تقابل با برخی از کارهاست نوآوری اغلب مستلزم حذف برخی فعالیت ها در سازمان خواهد بود و به نوعی در تقابل با آنها قرار می گیرد .

4-    فرآیند نوآوری از مرز بخش های مختلف درون و برون سازمانی فراتر می رود . فرایند نوآوری مستلزم تبادل اطلاعات در بخشهای مختلف سازمان است و خارج از آن است و نیز واحدهای مختلفی درگیر فرآیند نوآوری می شوند . منبع بسیاری از ایده ها نیز فراتراز بخش های مختلف

5-    سازمان و ناشی ازتبادل اطلاعات بین رشته های مختلف است .

انواع نوآوری

غالب محققان ونویسندگان ، نوآوری را به چهارگروه تقسیم می کنند :

1-    نوآوری اداری : این نوآوری عبارت است از تغییر در ساختار سازمان و فرآیند های اداری مانند ارائه ایده جدید برای سیاست تازه ، در مورد استخدام پرسنل ، تخصیص منابع ، ساختار وظایف و اختیارات می باشد .

2-    نوآوری تولید : نوآوری تولید عبارت است از جایگزین نمودن محصولات در حال تولید ، توسعه نوع محصول ، نگهداری از سهم بازار و باز نمودن بازارهای جدید داخلی یا خارجی .

 3-    نوآوری فرآیند : این نوع نوآوری بر بهبود انعطاف پذیری تولید ، هزینه های پایین تر تولید ، به وسیله کاهش سهم هزینه های دستمزد ، کاهش مصرف مواد ، کاهش نرخ ردی و کاهش هزینه های طراحی محصول ، بهبود شرایط وکاهش زیان های محیطی دلالت دارد .

4-    نوآوری تکنولوژیکی : بر اساس انواع نوآوریهای ارائه شده در بالا ، نوع دیگری از نوآوری وجود دارد که نوآوری تکنولوژیکی نامیده می شود . این نوع نوآوری ، تلفیقی از نوآوری تولیدی و فرآیندی است.

 منابع و فرصت های نوآوری

نوآوری ها می توانند از منابع گوناگون سرچشمه بگیرند . به زهم دراکر، هر چند نوآوریهایی وجود دارند که ناشی از بارقه های نبوغ آنی می باشند ، اما بیشتر آن ها ناشی از جستجوی هدف دار و آگاهانه فرصت های نوآوری هستند . فرصت های نوآوری می تواند در داخل شرکت یا صنعت و یا در خارج از شرکت و در محیط اجتماعی و علمی باشد .

 سطوح نوآوری

« آلتشولر » که اورا پدر علم خلاقیت شناسی می گویند با مطالعه بر روی اختراعات مختلف توانست آنها را دسته بندی نماید. او سطوح نوآوری را به پنج سطح تقسیم نمود که عبارتند از :

1-    سطح استاندارد

این سطح 32% نوآوری ها را تشکیل می دهد ، اختراعات ثبت شده و راه حل های واضحی را که از بین چند انتخاب گزینش شده اند شامل می شود . درحقیقت بهبودهای کوچک در سیستم هایی که تغییر ماهیت نداشته اند نوآوریهای سطح یک را تشکیل می دهد . معمولا در این سطح یک ویژگی خاص سیستم اصلاح یا تقویت شده است . ازجمله مثال های سطح یک نوآوری می توان به مسائلی چون افزایش فاصله بین دو تیغه خودرو برف روب برای پایداری بیشتر آن اشاره کرد این راه حل نشان دهنده کار تخصصی بوده ودر آنها هیچ تناقضی تعریف یا حل نشده است .

2-    سطح بهبود

این سطح نوآوریهایی است که موجب بهبودهای کوچک در سیستم همزمان با کاهش تناقض ذاتی موجود در سیستم می باشد راه حل های بیان شده در این سطح چیزی حدود45% ازکل نوآوریها را تشکیل می دهند . برای رسیدن به این نوآوریها داشتن اطلاعات لازم در یک زمینه فن آوری کفایت می کند . سیستم موجود به آرامی تغییر می کنند و ویژگی های جدیدی بدست می آورد که بهبود آن را تضمین می کند .

از جمله مثال های مطرح در این نوآوری می توان به فرمان های قابل تنظیم دراتومبیل که برای آسایش بیشترراننده طراحی شده اند اشاره کرد .

3-    سطح اختراع در حوزه فن آوری موجود

این سطح 18% از کل نوآوریها را تشکیل می دهد و سیستم موجود را به نحو چشم گیری بهبود می بخشد . در این سطح تناقض موجود در سیستم فعلی یا معرفی چند عنصر کاملا جدید حل می شود به عنوان مثال می توان از تعویض سیستم استاندارد انتقال قدرت اتومبیل یا سیستم خودکار نام برد در این نوع نوآوری به طور معمول از فن آوریهای وابسته به صنایع دیگر غیر از صنعتی که نوآوری در آن

واقع شده استفاده می شود . چنین راه حلی در صنعت مورد نظر جهش ایجاد می کند در حقیقت این نوآوری از جایی خارج از محدوده ایده ها وقواعد پذیرفته شده در یک صنعت خاص ، کشف می شود .

4-    سطح اختراع خارج از حوزه فن آوری موجود

این گونه نوع آوریها از حوزه علم و نه از حوزه فن آوری کشف می شوند و حدود 4% از کل نوآوریها را تشکیل می دهند . این راه حلها به کلی خارج از الگوهای معمول در فن آوری هستند برای رسیدن به آنها اصول متفاوتی به کار گرفته می شود . دراین سطح از نوآوری تناقض به طور کامل از بین می رود و اثرات و پدیده های فیزیکی که از قبل در آن حوزه کاری ، شناخت کمی از آنها وجود داشته به کار گرفته می شود . مثالی ساده از این نوآوری ، تمیز کردن سطوح از طریق حفره سازی با امواج فراصوت است .

 5-    سطح اکتشاف

 این سطح به خارج از محدوده دانش زمان خود تعلق دارد و کمتر از 1% از کل نوآوریها را تشکیل می دهند . این راه حل ها وقتی به وجود می آیند که پدیده ای جدید کشف و برای یک مسئله ابتکاری به کار گرفته شود . راه حل های این سطح همچون لیزرها و ترانزیستورها هستند که باعث ایجاد سیستم ها و صنایع جدید شده اند .

 عوامل رشد خلاقیت و نوآوری در سازمان

ایجاد و رشد خلاقیت در سازمان مستلزم وجود عوامل و شرایط مناسب است . این عوامل می توانند گوناگون باشند . عده ای معتقدند که موفقیت سازمان ها مبتنی بر وجود افراد خلاق است و بر هیمن اساس جذب و استخدام افراد خلاق را به سازمان ها پیشنهاد می کنند . تحقیقات دانشمندان و محققان نشاند داده است اگر شرایط سازمانی مناسب نباشد افراد خلاق عملکرد موثری نمی توانند داشته باشند بنابراین برای ایجاد و رشد خلاقیت در سازمان لازم است به عوامل : نهادی ، ساختاری ، مدیریتی و گروهی نیز توجه شود . مشبکی و تیمور نژاد (1378) عوامل موثر بر خلاقیت در سازمان را شامل : چالش گری ، آزادی ، منابع ، کارگروهی ، تشویق و سرپرستی و حمایت سازمانی ، بیان کرده است .

چالش گری : مدیر باید کارکنان را به کارهای درست و مناسب آن ها ، به کارگمارد که تخصص و مهارت های آن ها در تفکر خلاق تناسب داشته باشد ، و انگیزه درونی ایجاد کند . به عبارت دیگر تناسب داشته باشد ، و انگیزه درونی ایجاد کند . به عبارت دیگر تناسب مطلوب بین شغل و شاغل را فراهم نماید .

 آزادی : کلید خلاقیت این است که به کارکنان از نظر وسیله – فرایند کار- و نه لزوما از نظر  اهداف ، آزادی داده شود و اگر این رایند به نحو احسن انجام شود ، خلاقیت آنان افزایش می یابد به عبارت دیگر زمینه های مشارکت کارکنان فراهم می گردد.

منابع : مدیران باید بتوانند از زمان و پول که دو منبع اصلی و اثر گذار در خلاقیت هستند به دقت تخثیث دهی نمایند . مدیرانی که مان لازم ، برای پویای و کشف ، اختصاص نمی دهند ، درراه خلاقیت موانع

 ایجاد می کنند بنابراین مدیران باید منابع سازمان را به گونه ای هماهنگ و سازگار ترکیب کنند ، تا زمینه های خلاقیت فراهم شود .

ویژگی هی گروه کار : مدیران باید مهارت استفاده از استعدادهای متعدد اعضا در گروه ها را داشته باشند ، و به نحو احسن از آن ها ، جهت ساختن یک گروه کاری خلاق کمک ، گیرند .

تشویق سرپرستی : مدیران سازمان های موفق و خلاق ، به ندرت برای نتایج بخصوص ، پاداش های مشخص تعیین می کنند ، ولی کارخلاق افراد و گروه ها را به درستی درک نوده و ارج می نهند.

پشتیبانی سازمانی : مدیران هرچند با تشویق می توانند خلاقیت را شکوفا سازند اما خلاقیت در حقیقت هنگامی شکوفا می شود که کل یک سازمان ازآن پشتیبانی کند. در این میان ، نقش رهبران سازمان مهم است . و آنان باید سیستم ها و روش های مناسب را به کار گیرند و با اطلاع رسانی ، ایجاد همکاری و ایجاد اطمینان ازعدم دخالت مسائل سیاسی ، از خلاقیت ، حمایت کنند .

 تفاوت خلاقیت و نوآوری

خلاقیت ونوآوری آن چنان با هم عجین شده اند که شاید تشخیص وجوه تمایز آن ها دشوار باشد ، اما برای روشن شدن ذهن ، میتوان آن ها را به گونه ای مجزا از هم تعریف نمود . خلاقیت ، پیدایی وتولی یک اندیشه وفکر نواست ، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است ( الونی 1375)

کونتر ( 1988) را به کارگیری ایده های نوینت ناشی از خلاقیت ، یاد کرده است و معتقد است که نوآوری می تواند محصولی جدید ، خدمتی جدید یا راهی جدید ، برای انجام کاری باشد ، درحالی که خلاقیت توانایی و قدرت ایجاد فکر و یا ایده جدید و نو است . آلبرشت (1987) معتقد است خلاقیت ، یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود ایده جدید و بدیع است ، حال این که نوآوری ، تبدیل خلاقیت به عمل و یا نتیجه است ، از این زاویه شخص خلاق ممکن است نوآور نباشد ، یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانایی عرضه ویا فروش آن ها را نداشته باشد . لذا فرد نو آور غالبا خلاق است ولی همه افراد خلاق الزاما نوآور نیستند .

نویسندگان ومحققین سازمان و مدیریت با توجه به مکاتب فکری ، دیدگاه نظری و بینشی که دارند اهمیت و اولویت متفاوتی نسبت به این دو مفهوم قائلند .

مثلا روانشناسان به « خلاقیت » که بیشتر یک مفهوم فردی است اهمیت بیشتری می دهند و آن را عام وشامل نوآوری نیز می دانند و برعکس جامعه شناسان و محققین صنعتی برای « نوآوری » که بیشتر یک مفهوم گروهی و اجتماعی است اهمیت بیشتر قائل شده و آن را عام و خلاقیت را یکی از مراحل نوآوری تلقی می نمایند . برای مثال یکی از نویسندگان اشاره می کند که خلاقیت به ایجاد ایده های جدید توجه دارد ، درصورتیکه نوآوری به کاربرد آن می پردازد پس خلاقیت نقطه آغاز هر نوآوری است و نوآوری تلاش برای تبدیل ایده خلاق به محصولات می باشد وی نتیجه می گیرد که نوآوری از جامعیت بیشتری برخوردار است .

خلاقیت به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود اشاره دارد درحالیکه نوآوری  دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد .

خلاقیت ، دانه و نوآوری گیاه و ثمره آن است . ( برنی اسلپکوف )

خلاقیت فعالیت ذهنی و عقلایی برای به وجود آمدن ایده جدید و بدیع است. حال آن که نوآوری به معنای تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه می باشد . ( آلبرشت 1987 )

براساس این تعاریف ، خلاقیت لازمه نوآوری است . اگر چه در عمل نمی توان این دورا از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایش نوآوریهاست . خلاقیت ، پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نواست درحالیکه نوآوری ، عملی ساختن آن اندیشه و فکر نواست . از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید زمان طولانی می گذرد و تلاش ها وکوشش هایی بسیار به عمل می آید .

نگاهی جامع به خلاقیت ونوآوری
یکی از مسائلی که اندیشه های جهان سوم رابه خود معطوف نموده است سیل اختراعات و علوم جدیدی است که کشورهای صنعتی و به اصطلاح پیشرفته روانه بازار جهانی می کنند.این امر موجبات سبقت اقتصادی ,تکنولوژیک و مادی آن ها را فراهم آورده است, لیکن باید توجه نمود حتی در کشورهای پیشرفته نیز اگر سیستم های خلاق آنها از کار بیافتد، از رقابتها عقب می افتند و نابود می شوند لذا تنها راه نجات کشورهای درحال توسعه خلاقیت است و راه دیگری ندارند. افرادی که خلاق نیستند مدام درپی کپی کردن هستند و بهترین حالت ایده آل آنها این است که کپی کردن را به نحواحسن انجام دهند.

اهمیت خلاقیت و نوآوری

خلاقیت و نوآوری موجب خواهدشد که موارد ذیل تحقق یابد:
- رشد و شکوفایی استعدادها و سوق‌دهنده به سوی خودشکوفایی؛
- موفقیتهای فردی ، شغلی و اجتماعی؛
- پیدایش سازمان؛
- تولیدات و خدمات؛
- افزایش کمیت، تنوع تولیدات و خدمات؛
- افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و موفقیت در رقابت؛
- کاهش هزینه ها، ضایعات و اتلاف منابع؛
- افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان؛
- ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان؛
- ارتقای بهره وری سازمان؛
- موفقیت مجموعه مدیریت و کارکنان سازمان؛
- رشد و بالندگی سازمان؛
- تحریک و تشویق حس رقابت؛

- کاهش بوروکراسی اداری «کاهش پشت میزنشینی ومشوق عمل گرایی»؛
- تحریک و مهیاکردن عوامل تولید. 

نگاهی بیولوژیک به خلاقیت ونوآوری 

مغزانسان مانندبیشتر قسمتهای بدن از دو قسمت ناحیه چپ و راست تشکیل شده است. ناحیه راست مغز خلاق و آفریننده چیزهای جدید است. غالب مردم خلاق نیستند چرا که همه تحریکات، ایده ها و هدفهای قسمت راست به طور سیستماتیک و به شدت توسط قضاوتهای ســرد و بی روح ناحیه چپ نفی می شود. بنابراین، برای خلاق بودن و حل مســائل باید به ناحیه راست مغز اجازه داد تا ایده های جدیدی بدهد و به ناحیه چپ درصورتی اجازه دخالت و قضاوت داد که ناحیه راست تمام منابع و توانایی هایش را به کار گرفته باشد.

 نوآوری یعنی تجاری سازی خلاقیت (ایده)

تجاری سازی ایده یک برنامه هفت مرحله ای است:
1 - اولویت: در تجاری سازی ایده ها اولویت با ایده هایی است که با راهبردهای اصلی سازمان سازگاری بالایی داشته باشند؛
2 - برآورد: بررسی جزئیات مربوط بـــــه نقاط قوت ایده جدید در مقابل سایــــر فناوری ها؛
3 - غنی سازی: توسعه و گسترش ایده تا به شکلی مطلوب تبدیل شود؛
4 - تقویت: تنظیم فهرستی از پیشنهادات درمورد ایده مطرح شده به منظور تقویت ایده؛
5 - تعیین چشم انداز کلی ایده پس از استقرار آن؛
6 - ارائه توصیه هایی برای ایـــــده های آتی به منظور افزایش پتانسیل نوآوری؛
7 - تعیین و تفسیر عوامل کلیدی به منظور قیمت گذاری بر روی پیشنهادها و ایده های جدید.

نگاهی به ابعاد مختلف نوآوری

نوآوری در انواع متفاوتی معرفی مـی شود که می توان آن را ابعاد نوآوری نامید.
1 - نوآوری در ساختار
2 - نوآوری در خدمات
3 - نوآوری در نحوه نگرش همکاران
4- نوآوری در محصولات
1- نوآوری در ساختار: طرفداران این روش معتقدند که طی انجام فرایند نوآوری وظایف و نقشهای اعضای سازمان دچار تغییر می شود.
2- نوآوری در خدمات: خلق ایده یا خدمت جدید در سازمان همـــان طور که قبلاً گفته شد می تواند به صورت فرایندی زمان بر یا به صورت ناگهانی صورت گیرد.
3- نوآوری در نحوه نگرش: قبل از ارائه ایده یا خدمت جدید باید نوآوری را از خود آغاز کنیم. در اینجا لازم است تا جمله ای را بیان کنیم: در فرهنگ سازمان های نوآور به جای کلمه چرا؟ از کلمه چرا نه؟ استفاده می شود.
4- نوآوری در محصول . 

اصول مدیریت برای نوآوری

اصول مدیریت برای نوآوری شامل 3 اصل عمده است:
1 – جداسازی افراد از یکدیگر، جورکردن افراد با هم؛
2 – نظارت و گوشزدکردن؛
3 – پاداش به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند.

خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمانها

پیوسته این سوال مطرح است که چرا کشوری پیشرفت کرده در حالی که کشور مشابه که از نظر منابع اولیه و امکانات بهره وری دارای شرایط بهتری بوده، عقب مانده است. چه عامل مهمی در شرایط مشابه باعث پیشرفت و موفقیت بعضی (کشور - گروه - فرد) و باعث عقب ماندگـی و عملکـرد ناصحیح بعضی دیگـر مــی شود؟

در سالهای اخیر، تلاشهای وسیعی به وسیله بسیاری از سازمانها برای ترغیب افراد خود به خلاقیت و نوآوری انجام گرفته است. در این مقاله مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری شرایط ایجاد این مولفه ها و هم چنین ویژگیهای افراد و سازمانهای خلاق و نوآور تبیین شده است. با بهره جویی از فنون خلاقیت و نوآوری خواهیم توانست به طریقی کارآمد و اثربخش به اهداف خود برسیم و سازمان و جامعه ای توسعه یافته و پیشرو داشته باشیم.

خلاقیت و نوآوری لازمه و پیش درآمد توسعه و پیشرفت و تعالی یک سازمـان و جامعه است و آگاهی از فنون و تکنیک های آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مدیران، دانشجویان، پژوهشگران و علاقه مندان به این رشته است.

اگر یک نظام حمایتی مدیریت وجود نمی داشت که حل خلاقانه مشکل را پرورش دهد و نوآوری را دنبال کند، هم «پرسی اسپنسر» و هم «اسپنس سیلور» در اندیشه های خلاق خود نمی توانستند موفق شوند.
درهر مورد ویژگیهای خاصی در سازمانهای آنها موجود بود که توسط مدیران اطراف آنها پرورش یافته بود و بدعت گذاری آنها را امکان پذیر ساخت.
همان طور که در مبحث قبلی آورده شد، اصول مدیریت برای نوآوری شامل 3 اصل عمده است:
1- جداسازی افراد از یکدیگر، جورکردن افراد با هم؛
2- نظارت و گوشزدکردن؛
3- پاداش به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند. 

نتیجه گیری

همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیت و نوآوری چنان به هم درآمیخته اند که ارائه تعریف مستقلی از هرکدام دشوار است. خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.
برای آنکه ایده جدیدی خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارنده غلبه کنند و شرایط به گونه ای باشد که نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظر و شیوه جدید رهنمون گردد. در زمینه فنون و تکنیک های خلاقیت و نوآوری شیوه های متنوعی مانند تحرک مغزی، ارتباط اجباری، تجزیه و تحلیل مورفولوژیک (ریخت شناسانه)، گردش تخیلی، سوالات ایده برانگیز تفکر موازی مدنظر بوده که عمده این روشها در راستای رفع انسدادهای ادراکی و پرورش نوآوری نقش تسهیل کنندگی دارند.
شاید یکی از مهمترین عوامل تسهیل و تقویت توان خلاقیت و نوآوری در سازمان ساختار مناسب و تشکیلات متناسب با اهداف موردنظر است. طبق نظر «برنز» (BURNS) و «استالکر» (STALKER) ساختار زیستی یا ارگانیک ساختار مناسب خلاقیت و نوآوری در سازمان است.
طبق آخرین دستاوردهای علمی، عوامل موثر درخلاقیت و نوآوری به چهار دسته تقسیم شده، این عوامل عبارتند از: به کارگیری وجذب نیروهای خلاق و نوآور به سازمان، امکانات مناسب تحقیقاتی ومالی برای کوششهای نوآورانه، آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق همچنین به کارگیری نتایج حاصل ازفعالیتهای خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق. درخاتمه ذکر این نکته ضروری است که تبادل فرهنگی میان سازمانها و در کنار هم قراردادن افراد محافظه کار و سنتی با افراد نوجو و ایجاد محیطی که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله می گردند همه تسهیلاتی است که مجموعه سازمانی را به سوی نوآوری و خلاقیت سوق می دهد.

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مرکز فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ورود شما را به وبلاگ مرکز فنی و حرفه ای شماره 4 خواهران نجمه مشهد خوش آمد می گوییم . آدرس مرکز : مشهد حاشیه میدان فردوسی ابتدای بلوار شهید قرنی
آرشيو مطالب
امکانات وب