مرکز آموزش فنی و حرفه ای شماره 4
خواهران نجمه - مشهد
آخرين مطالب

 

تهیه کننده : زهرا ندافی مقدم

خلاقیت  

بیل گیتس می گوید : « جهان دیجیتالی آن قدر زندگی را برای دنیای تجارت سخت و نامطمئن کرده است که چاره ای نیست مگر تحول یافتن یا از بین رفتن .»

با پیشرفت روز افزون دانش و فناوری و جریان گسترده اطلاعات ، امروزه جامعه نیازمند آموزش مهارت هایی است که با کمک آن بتوان همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود . هدف باید پرورش انسان هایی باشد که بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده وبا بهره گیری از دانش جمعی و تولید افکار نو مشکلات را از میان بردارند . امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.

روزگاری سخن گفتن از خلاقیت و نورآوری امری غیر ضروری و دوراز دسترس به نظر می رسید . اما سیر تحولات دنیا ، ما و سازمان های ما را به نقطه ای کشانده که بی تردید بدون خلاقیت و نورآوری نه تنها نمی توانیم به هدف های خود برسیم ، بلکه ماهیت حیات و بقایمان را نیز زیر سوال خواهد برد.

اهمیت این موضوع به حدی است که برای فرهنگ سازی آن جا دارد که بیش از گذشته به آن بپردازیم .

 تعریف خلاقیت

 خلاقیت واژه عربی است که ریشه آن « خلق» به معنی آفریدن است .

« پارنز» می گوید اساس موضوع خلاقیت عبارت از مفهوم « آهان » است  و به معنی تداعی معقول افکار ، حقایق و ایده ها و غیره به شکل جدید و خوشایند می باشد که دارای معانی ای ماوراء مجموعه اجزاء است.

خلاقیت ، عبارت از توانائی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع و به عبارتی ، فرایند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره یک موضوع و به دست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن است .

( ورتهایمر 1959)

خلاقیت ، تولید ایده های جدید و مفید در همه زمینه ها است . ( ترزا آمابیلی )

برخی صاحب نظران  ، خلاقیت را مترادف حل مسئله دانسته  عده ای دیگر آن را ابزار حل مسئله می دانند . همچنین خلاقیت را می توان شکستن عادت ، کنار گذاشتن شیوه های فکری و عملی قبلی و یا متفاوت دیدن مسائل و مشاهده امور به شیوه ای تازه که قبلا به آن توجه نشده است تعریف کرد .

همانطور که ملاحظه می شود ، در تعاریف خلاقیت بر توانایی هایی اشاره می شود که قابل پرورش بوده و می توان آنها را افزایش داد . بنا براین خلاقیت قابل تعمیم به تمام افراد جامعه می باشد و همگی از درجاتی از خلاقیت برخورداند . امروزه دیگر بحثی راجع به اینکه خلاقیت ذاتی است یا اکتسابی وجود ندارد . بلکه دنیای اموز تلاش می کند خلاقیت و مباحث مرتبط با آن را چه در زمینه های روانشناسی و علوم تربیتی وچه درزمینه های مدیریت کسب و کار به درستی بشناساند وابعا د مختلف آن را توسعه دهد .

 با توجه به مطالب گفته شده و مطالعات و پژوهشهایی که در مورد خلاقیت انجام شده است نکات زیر در درک و توسعه خلاقیت بسیار با اهمیت است :

خلاقیت یکی از راههای تفکراست و مترادف هوش نیست .

خلاقیت یک فرایند است نه یک نتیجه یا محصول

توانایی خلاقیت به تحصیل و معلومات قابل قبول بستگی دارد .

خلاقیت امری توسعه پذیراست .

خلاقیت از تفکر واگرا ناشی می شود.

خلاقیت با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است .

خلاقیت کنجکاوی و تمایل به دانستن و تجربه بسیاری از امور است .

خلاقیت از طریق حساسیت و درک مسائل قابل توسعه است .

خلاقیت از طریق آزمایش ، تجربه و کنکاش رشد می کند .

خلاقیت شکلی از تخیل کنترل شده است .

خلاقیت به تولید چیز تازه ، متفاوت و بنابراین بی نظیر منجر می شود.

خلاقیت ، به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.

الف - تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی

 خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است . تفکر عبارت است ازفرایند بازآرایی یا تغییراطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت .تفکر بر دونوع است : 1 - تفکر همگرا 2 - تفکر واگرا
تفکر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت . تفکر واگرا عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.
براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی دارد. این توانایی عبارت است از فرایند تشکیل تصویرهایی از پدیده های ادراک شده در ذهن و خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها;
خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل ;خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرحهای نوین برای تولیدات و خدمات جدید استمرار آن پس از غیبت آن پدیده‌ها.
ب - تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی
خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیتهای سازمان «مثلا افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها، تولیدات یاخدمات از روش بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و...».

 روبرت جی استرنبرگ و لیندا ای اوهارا 1 در بررسی های خود شش عامل را در خلاقیت افراد موثر دانسته اند:

دانش: داشتن دانش پایه ای در زمینه‌ای محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی؛

توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسایل؛

سبک فکری : افراد خلاق عموما در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد ، سبک فکری ابداعی را بر می گزینند؛

انگیزش : افراد خلاق عموما برای به فعل درآوردن ایده های خود برانگیخته میشوند؛

شخصیت:افرادخلاق عموما دارای ویژگیهای شخصیتی مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی و نیز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند؛

محیط: افراد خلاق عموما در داخل محیط‌های حمایتی بیشتر امکان ظهور می‌یابند

این محققان مشخص کردند که عمده‌ترین دلیل عدم کارایی برنامه های آموزش خلاقیت تاکید صرف این برنامه ها بر تفکر خلاق به عنوان یکی از شش منبع موثر در خلاقیت است.جایی که سایر عوامل نیز تاثیر بسزایی در موفقیت و شکست برنامه های آموزش خلاقیت ایفا می کنند(استنبرگ و اوهارا 1997)2 جورج اف نلر در کتاب هنر وعلم خلاقیت برای خلاقیت مراحل چهارگانه: آمادگی (preparation)، نهفتگی، اشراق و اثبات (Verification) را ذکر کرده است2از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شوند.در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند.

در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی شود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات ، اندیشه ها،تجارب و زمینه های قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد.درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه )فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده ای جدید و بدیع منجر می شود. در نهایت فرد خلاق در صدد برمی آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.

خلاقیت دارای سه مؤلفه است: تخصص ، تفکر خلاق و انگیزش که می تواند درونی و بیرونی باشد ، مدیران روی هر سه این خصوصیات می توانند اثر گذارند ولی بر روی انگیزش کارکنان بیشتر از دو مؤلفه دیگر تأثیر گذار هستند .
افزایش خلاقیت در سازمانها می‌تواند به ارتقای کمیت و کیفیت خدمات ، کاهش هزینه ها، جلوگیری از اتلاف منابع ، کاهش بورو کراسی، افزایش رقابت ، افزایش کارایی و بهره وری ، ایجاد انگیزش و رضایت شغلی در کارکنان منجر گردد .نقش مدیر در پرورش خلاقیت ، تحریک و تشویق کارکنان، تفویض اختیار به کارکنان ، پیدا کردن ذهنهای خلاق و استفاده از خلاقیت دیگران است . نظام مدیریت مشارکتی با تکیه بر خود کنترلی کارکنان ، مشورت ، تشویق به ابتکار و احترام به افراد ، نقش مهمی در پرورش خلاقیت کارکنان ایفا می کند . تکنیک های خلاقیت گروهی شامل تحرک مغزی ، گردش تخیلی، تفکر موازی ، ارتباط اجباری ، شش کلاه تفکر ، از تکنیکهای مؤثر در تقویت تفکر خلاق هستند. خلاقیت دارای سه مؤلفه است: تخصص ، تفکر خلاق و انگیزش که می تواند درونی و بیرونی باشد ، مدیران روی هر سه این خصوصیات می توانند اثر گذارند ولی بر روی انگیزش کارکنان بیشتر از دو مؤلفه دیگر تأثیر گذار هستند.

انواع خلاقیت

 خلاقیت می تواند در همه دوره ها و زمینه ها روی دهد برحسب موضوع و نوع حوزه انواع خلاقیت را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود :

1-    خلاقیت علمی : خلاقیت در هریک از رشته های علم را می توان خلاقیت علمی نامید کشفیات و نظریه های علمی مانند نظریه های علوم فیزیک ، شیمی ، روانشناسی ، اقتصاد و ... خلاقیت علمی محسوب می شود بنابراین برحسب اینکه کدام رشته علمی در نظر گرفته شود انواع خلاقیت وجود دارد مانند خلاقیت شیمی ، ریاضی و غیره .

2-    خلاقیت فناورانه : خلاقیت در جنبه های کاربردی و فنی علوم یا به عبارتی خلاقیت در فناوری

3-     ( تکنولوژی ) را می توان خلاقیت فناورانه ( خلاقیت تکنولوژی ) یا خلاقیت مهندسی نامید . خلاقیت فناورانه عبارت از خلق اندیشه ها و طرح نو در جنبه های کاربردی علوم و یافتن راههای جدید حل مسائل فنی و مهندسی اعم ازنرم افزاری و یا سخت افزاری می باشد .

4-    خلاقیت صنعتی : منظور از خلاقیت صنعتی ، خلاقیت درجنبه های فناوری ، سخت افزاری و نرم افزاری یک سازمان صنعتی می باشد. در سازمان های صنعتی معمولا خلاقیت در فناوری سخت افزاری ، « نوآوری تکنولوژیک و خلاقیت در سیستم سازمانی و مدیریتی ، خلاقیت سازمانی » نامیده می شود .

خلاقیت و نوآوری صنعتی را می توان به چهار دسته کلی از قبیل :

خلاقیت و نوآوری بنیادی ، خلاقیت و نوآوری فرایندی ، خلاقیت و نو آوری فرآورده ای ، خلاقیت و نوآوری در بازاریابی را طبقه بندی کرد .

5-    خلاقیت هنری : خلاقیت هنری عبارت از خلاقیت درهر یک از رشته های هنری می باشد.

6-    خلاقیت روزانه : خلاقیت هایی است که هر فرد همواره در زندگی روزمره خود برای حل مشکلات و پیشبرد امور روزانه ایجاد می نماید.

7-    خلاقیت کودکان : منظور از خلاقیت کودکان رفتارهای کلامی و علمی خلاقی است که کودکان به شکلهای مختلف از خود بروز می دهند .

خلاقیت کودکان به تعبیری می تواند به عنوا خلاقیت روزانه کودکان محسوب شود .

 سطوح خلاقیت

 محصول خلاق با توجه به سطوح مختلف درجه بندی می شود . تیلر با توجه به محصولات فکری بشر پس از بررسی و تحقیق در کیفیت آنها پنج سطح خلاقیت را به شرح زیر شناسایی کرده است که هر یک از آنها شامل درجات مختلفی از خلاقیت است .

1-    خلاقیت بیانگر

2-    خلاقیت مولد

3-    خلاقیت اختراعی

4-    خلاقیت نوآورانه

5-    خلاقیت شهودی

 وی معتقد است بیشتر سطوح خلاقیت یاد شده را می توان به نوعی شامل دو گروه اصلی خلاقیت اولیه و خلاقیت ثانویه دانست و به همین منظور در این جا فقط به توضیح این دو نوع خلاقیت می پردازیم .

1-    خلاقیت اولیه : عبارت از آن دسته از خلاقیت هاست که شامل ایجاد و توسعه اصول  و مفاهیم جدید و خلق پارادایم نوین می باشند . نظریه های جدی یا متحول کننده و اختراعات بنیادی از این دسته خلاقیت محسوب می شوند . خلاقیت بزرگ ، عالی و نوآورانه جزء خلاقیت های اولیه به شمار می آیند .

2-    خلاقیت ثانویه : آن دسته خلاقیت هایی هستند که شامل کاربرد جدید و متفاوتی ازاصول و مفاهیم شناخته شده قبلی و تکمیل و بسط خلاقیت های اولیه هستند . دستاوردهای علمی پژوهشگران که مبتی بر نظریه های بزرگ علمی هستند از موارد خلاقیت ثانویه هستند.

 ضرورت و نقش خلاقیت

 امروزه بر خلاف گذشته ، بازارهای سطح جهان با تغییرات روزانه و حتی لحظه به لحظه ی نیازهای جوامع بشری روبه رو هستند . سازمان های تولیدی و خدماتی برای جا نماندن از تغییرات سریع و بقا و رشد در این بازارها باید به سرعت و با هدف گذاری های درست حرکت کنند.

در واقع برای سازمان های امروزی خلاقیت ، نوآوری و کارآفرینی هر کدام به مثابه پله های نربان ترقی هستند که باید با آگاهی کامل و موفقیت طی شوند . لازمه این کار نیز اشراف مدیران و کارکنان و افراد ذی ربط بر این سه مقوله ظاهرا مجزا ، اما کاملا مرتبط به یکدیگر یعنی خلاقیت ، نوآوری و کارآفرینی است .

نقش و اهمیت خلاقیت را می توان از ابعاد  فردی و کلی بشرح زیر بیان نمود . خلاقیت از بعد فردی ، عامل رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی و کسب موقعیت های فردی ، شغلی و اجتماعی می باشد. اما نقش و اهمیت خلاقیت از جنبه کلی شامل موارد زیر می باشد:

-         خلاقیت یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص انسان و مظهر خلیفه الهی انسان در کره زمین است ،

-         مجموعه تمدن انسان محصول خلاقیت ها و نوآوریها ی انسان است .

-         خلاقیت و نوآوری یکی از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است.

-         خلاقیت و نو آوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است .

-         خلاقیت و نوآوری موجب رشد و توسعه اقتصادی علمی ، صنعتی و عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است .

-         همه سازمان ها ، کارخانه ها ، کلیه تولیدات ، محصولات و خدمات حاصل خلاقیت و نوآوری است .

 فرآیند خلاقیت

 مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان ، یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافت هایی هدایت کند . نویسندگان و صاحب نظران این مراحل را به گونه های مختلف مطرح کرده اند.

 برساس مدل « گراهام والاس» که پایه و وجه مشترک بیشتر مدل های خلاقیت است ، خلاقیت شامل چهار مرحله به شرح زیر می باشد:

1-    دوره آمادگی

2-    دوره خواب (پرورش)

3-    دوره بصیرت (روشنی )

4-    دوره آزمایش و ارزش گذاری

 خلاقیت فرایندی قابل توسعه و بهسازی است . می توان روش های مختلفی برای بهبود بخشیدن به استعدادهای خلاقانه بکار برد . موارد زیر برخی از راه کارهای موثردر افزایش خلاقیت را بیان می کند.

1-    شناخت روابط

بسیاری از اختراعات و نوآوری ها نتیجه دیدن روابط متفاوت وجدید میان اشیاء فرایند ها ، مواد ، فن آوری ها و افراد هستند . مثلا افزودن آب میوه به نوشابه های گازدار و تهیه محصولی گوارا . یا ترکیب فناوری موتورهای احتراقی با چرخ و ایجاد خودور .

جستجو برای یافتن روابط متفاوت و غیرعادی میان عناصر و افراد ، می تواند موجب توسعه و بهبود خلاقیت شود .این روابط غالبا به ایده ها محصولات و سرویس های جدید منجر می شود.

2-    توسعه یک دیدگاه عملیاتی

فرد خلاق تمایل دارد اشیا و افراد را بر حسب اینکه چگونه می توانند نیازهای اورا برآورده کنند ، ببیند . برای مثال خانه داری که نمی تواند پیچ گوشتی را پیدا کند غالبا از کارد میوه خوری برای محکم کردن پیچ استفاده میکند .

بنابراین به منظور توسعه نوآوری و خلاقیت باید روابط مکمل میان اشیاء و افراد را تصور نموده ، یاد بگیریم از زاویه ای به آنها بنگریم که کاستی های مار را دربرآوردن نیازهایمان جبران کند . در این صورت باید به اشیا و افراد به شیوه ای غیر مرسوم و از دیدگاه متفاوت نگاه کرد.

به عنوان تمرین کلیه عملکردهایی را که می توانید برای اشیا ی زیر متصور شوید را بیان کنید : یک خط کش ، یک شاخه قطع شده و یک کارمند خود خواه.

3-    استفاده از مغز

نیمکره راست مغز به فرد کمک می کند تا همانند ها را درک کند ، چیزها را تصور کند و اطلاعات را سنتز نماید . نیمکره چپ مغز به شخص کمک می کند تا روش های حل مشکلات را تحلیل نماید ، بهکلام درآورد و توجیه کند.

گرچه دو نیمکره راست وچپ مغز، اطلاعات را به طور متفاوت پردازش می کنند و مسئول فعالیت های مغزی و مهارت های متفاوت هستند ، اما از طریق گروهی از رشته های عصبی با هم انسجام می یابند.

به خاطراین اتصال و ماهیت ارتباط میان فعالیت های هر نیمکره هر کدام از نیمکره ها را باید مکمل عملیات دیگری دانست  و لازمه فرایند خلاقانه ، حاصل فعالیت هر دو نیمکره مغز است ، بنا براین برای خلاق تر شدن لازم است بر روی فعالیت های هر دونیمکره  چپ وراست مغز کار کنید . زیرا فعال بودن یک نیمکره نمی تواند منجر به عملکرد خلاق شود . توجه والدینومربیان بر پرورش هردو نیمکره مغز در کودگان تاثیر زیادی در رشد خلاقیت در آنان دارد .

4-    حذف یا شکستن قالب های ذهنی

قالب های ذهنی یکی از مهمترین موانع ادارکی خلاقیت است وشامل مفروضات پایه و حک شده در ذهن ، اعتقادات عمومی یا برداشت های کلی ، که ناخودآگاه بردرک و فهم ما از جهان و بر افعال و اقداماتمان اثر می گذارد ، می باشد .

برای درک مفهوم شکستن قالب ذهنی درباره مسئله زیر فکر کنید . اگر قرار باشد که نه نقطه را با کشیدن چهار خط مستقیمبی آن که مداد را از روی کاغذ بردارید به هم وصل کنید ، تنها در صورتی می توانید این کار را انجام دهید که شروع کارتان ارازبیرون این نقطه قراردهید . ( شکستن قالب ذهنی ) امتحان کنید.

علاوه بر موارد فوق توصیه های زیر می تواند در بروز و رشد خلاقیت موثر باشد .

-         آینده خود را پیش بینی کنید .

-         اعتماد به نفس خود را بالا ببرید .

-         به بازی ها اهمیت بدهید .

-         محیط مناسب برای خلاقیت ایجاد کنید.

-         به آنچه در اطرافتان می گذرد به دقت توجه کنید.

 موانع خلاقیت

موانع معمولا در زمانی ملموس می شوند که قدت نیروهای پیش برنده نسبت به نیروهای بازدارنده کاهش یابد. در زمینه ظهور خلاقیت موانعی وجود دارد . موانع خلاقیت به طور کلی به دو دسته فردی و محیطی تقسیم می شود:

الف – موانع فردی خلاقیت

موانع فردی آن دسته عواملی هستند که ناشی از ویژگیهای شخصیتی فرد می باشد که در حقیقت موانع اصلی خلاقیت نیز محسوب می شود و عبارتست از :

نداشتن اعتماد به نفس ، ترس از انتقاد و شکست پذیری ، تمایل به همرنگی و همگونی ، عدم تمرکز ذهنی ، عدم تمایل به ارتباطات اجتماعی ، عدم انعطاف پذیری ، عادت زدگی ، منفی نگری به خود و جامعه می باشد.

ب- موانعی محیطی

موانع محیطی عبارتند از :

1-    موانع اجتماعی

2-    موانع سازمانی

3-    موانع اقتصادی

4-    موانع فرهنگی

5-    موانع تاریخی

6-    موانع کلان ساختاری

نظریه تورنس

یکی از دانشمندانی که درباره خلاقیت نظریه پردازی کرده و پژوهشهای زیادی انجام داده پاول تورنس است . تورنس به دودلیل از شهرتی بین المللی  در این زمینه برخوردار است یکی به دلیل نظریه خلاقیت و کیفیت آموزش آن و دوم به دلیل ابداع آزمون ها ی تفکر خلاق مینه سوتا .

تورنس در جدید ترین اظهار نظرش در مجله بازنگری روانشناسی پرورشی سه تعریف برای خلاقیت به دست  داده است . یک تعریف پژوهشی ، یک تعریف هنری و یک تعریف وابسته به بقا در تعریف پژوهشی او تفکر خلاق یا آفریننده عبارت است از فرایند حس کردن مشکلات ، مسائل ، شکاف در اطلاعات ، عناصر گم شده ، چیزهای ناجور ، حدس زدن و فرضیه سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها ، تجدید نظر کردند و دوباره آزمودن آن ها و بالاخره انقتال نتایج .

تورنس در تعریف هنری خود از خلاقیت یا آفرینندگی به موارد زیر اشاره کرده است .

آفرینندگی مانند خواستن دانستن است .

آفرینندگی مانند عمیق تر حفرکردن است .

آفرینندگی مانند دوباره نگاه کردن است .

آفرینندگی مانند گوش دادن به بوها است .

آفرینندگی مانند گوش دادن به یک گربه است .

آفرینندگی مانند خط زدن خطاهاست .

آفرینندگی مانند رفتن به آبهای عمیق است .

آفرینندگی مانند داشتن یک توپ است .

آفرینندگی مانند دست دادن با فرد است .

تورنس در تعریف وابسته به بقا از آفرینندگی قدرت کنار آمدن فرد با موقعیت های دشوار را ذکر کرده است.

 سازمان یادگیرنده و خلاقیت

در عصر تغییرات فزاینده ، مفهوم سازمان ها با آنچه در گذشته یعنی دورانی که روابط ساده تری بر سازمان ها حاکم بوده تفاوت بسیاری پیدا کرده است در چنین عصری سازمان های یاد گیرنده به عنوان

موفق ترین سازمان ها  که قابلیت مواجهه با ویژگیهای این دوران را  دارند مطرح شده اند بررسی رویداد یاد گیری جدید نیست اصطلاح یاد گیری سازمانی و سازمانهای یاد گیرنده پدیده جدید تری است یعنی در طی زمان با پرداختن به فعالیت های امور کارکنان به عنوان « منابع انسانی » درسازمان ها تاکید جداگانه ای روی یادگیری و آموزش آغاز شده است .

 یادگیری سازمانی یکی از مهمترین مباحث مطرح در تئوریهای مدیریت طی دهه گذشته است دراین زمان بیشتر یادگیریهای فردی مورد تاکید بود دردهه های پایانی قرن بیستم در اثر پویایی های محیط و مهمتر از آن توسعه دانش مدیریت این حقیقت را دربرابر سازمان ها آشکار کرد که یاد گیری فردی روش استاد شاگردی از ماهیتی انفعالی برخوردار است .

با توسعه الگوهای مدیریت مشارکتی و کارگروهی و نیز شناخت پویایی ها ی گروهی اهمیت یادگیری جمعی و تعامل مستمر فراگیران در گروه مورد تاکید قرار گرفت . تاکید بر تشکیل گروه های کاری در سازمان و تلاش سازمان های پیشرو کم کم آثار و نشانه های چشمگیر یاد گیری گروهی و سپس یاد گیری سازمانی را آشکار ساخت .

سازمان یاد گیرنده نسبت به یادگیری سازمانی مفهومی گسترده تر و تکامل یافته تر دارد . اولی یک فراگرد و دومی یک ساختار است . سازمان یاد گیرنده سازمانی است که یادگیری را تجربه و عمل می کند برعکس یادگیری سازمانی یک رفتار سازمانی شاخص است که در سازمان یادگیرنده عملا بروز می کند .

از پایه گذران و پیشگامان بحث سازمان یادگیرنده دونالد شون و گریس آرجریس هستند که در دهه پنجاه میلادی به طرح این موضوع پرداختند . در دهه نود محقق و صاحب نظر دیگری به نام پیترسنگه به پیروزی از شونو آرجریس برای روشن و کاربردی نمودن بیشتراین موضوع تلاش کرد و عملا در مورد سازمان یادگیرنده اصول تازه ای را ارائه داد .

پیتر سنگه در کتاب پرآوازه ضابطه پنجم سازمان یاد گیرنده را بعنوان سازمانی تعریف می کند که در آن کارکنان به طور مستمر قابلیت خود را برای ایجاد نتایجی که به راستی طالب آنانند گسترش می دهند . سازمانی که درآن الگوهای تازه و گرانبهای تفکر را ارائه می شوند . جایی که خواست های جمعی فرصت بروز پیدا می کند و کارکنان بطور مداوم می آموزند که چگونه یاد بگیرند .

گفتن اینکه سازمانی یاد می گیرد گویای سازمانی است که محیط را آماده می سازد تا به آفریدن دانش نوین امکان دهد، دانش نوین توسعه داده شده را در تولید کالا و خدمت جدید بهکار می گیرد و تمامی تجربه ای را که از اینجا بدست می آورد فرصتی برای یاد گیری شمار می آورد و آفریدن دانش زا را تشویق می کند. در دهه های اخیر برخی از صاحب نظران اعلام نمودند که دیگر یاد گیردنده بودن سازمان ها برای بقا کافی نیست بلکه سازمان های موفق عصر ما سازمان های یاد دهنده هستند . سازمان یاد دهنده دراهداف با سازمان های یادگیرنده مشابه اند اما مزیت سازمان های یاد دهنده در آن است که سازمان های مذکور باید

دانش و آموخته های خود را انتقال دهند و جریان سیال و زاینده ای از آگاهی را در سازمان خود و محیط شان ایجاد کنند . 

 نو زکجا می رسد کهنه کجا می رود              گرنه ورای نظر عالم بی منتهاست

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه نظرات ()

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

ورود شما را به وبلاگ مرکز فنی و حرفه ای شماره 4 خواهران نجمه مشهد خوش آمد می گوییم . آدرس مرکز : مشهد حاشیه میدان فردوسی ابتدای بلوار شهید قرنی
آرشيو مطالب
امکانات وب