مرکز آموزش فنی و حرفه ای شماره 4
خواهران نجمه - مشهد
آخرين مطالب

 

تهیه کننده : زهرا ندافی مقدم

تعریف نو آوری

نوآوری از شاخص های کلیدی در فرآیند کارآفرینی به شمار می رود . زمانی تولید بیشتر و راندمان بالا عامل کلیدی موفقیت در کسب و کار بود و امروز عامل کلیدی موفقیت ، نوآوری است .

صابنظران نوآوری را به صورت های زیر تعریف نموده اند :

نوآوری به معنی خلاقیت عینیت یافته یا اندیشه خلاق تحقق یافته است . در این نوع تعریف خلاقیت را تولید ایده ، و نوآوری را تحقق بخشیدن به آن ایده می دانند .

نو آوری ، عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری یک فکربکر و واقعیت جدید است .

( آلبرشت 1987)

نوآوری ، فرایند خلاق و تبدیل آن به محصول ، خدمات و روش های جدید عملیات است .(رابینز 1999)

 فرآیند نوآوری

مجموعه مراحل ، عملیات و رویدادهایی که در یک سازمان طی می شود تا نوآوری به وجود بیاید فرآیند نوآوری نامیده می شود . معمولا نوآوری به صورت اقدامات متوالی و یا مراحل پیاپی صورت می گیرد . برای اینکه فرآید نوآوری به صورت موفقیت آمیز به اجرا درآید ، باید نسبت به این امر اطمینان حاصل کرد که مراحل این فرآیند به ترتیب در سازمان رخ دهد . اگر یکی از این مراحل اجرا نشود ویا یکی از ارکان وجود نداشته باشد این فرآیند با شکست روبرو خواهد شد . این مراحل به شرح ذیل می باشد .

1-    نیاز: نیاز برای تغییر و نوآوری ، زمانی مطرح می شود که افراد نسبت به عملکرد جاری خود ناراضی باشند . وجود چنین مسئله ای باعث می شود که آنها در پی روش های جدید باشند .

2-    نظریا ایده : یک راه جدید برای انجام دادن کارها « نظر یا ایده » است . این نظر یا ایده می تواند به صورت الگو ، طرح یا برنامه ای باشد که یک فرد یا سازما ن باید آن را به اجرا درآورد . همچنین امکان دارد به صورت دستگاهی جدید ، محصولی تازه و یا روشی نو برای نظارت بر امورو یا حتی شیوه مدیریتی نوین در سازمان باشد .

 3-    پذیرفتن با تطبیق : به مرحله ای گفته می شود که مدیران یا تصمیم گیرندگان ، در صدد برآید که نظر یا ایده پیشنهادی را پذیرفته و به اجرا درآورند .

4-    اجرا : مرحله اجرا زمانی است که اعضای سازمان به یک ایده ، روش یا رفتار جدید جامه ی عمل می پوشانند . در این مرحله شرکت باید مواد وسایل یا ماشین آلات لازم را خریداری کند و کارکنان ، دوره های جدید را آموزش ببینند .

 5-    منابع : نوآوری به خودی خود صورت نمی گیرد بلکه مستلزم صرف وقت و استفاده از منابع گوناگون برای ارائه ایده ای جدید و جامه ی عمل پوشانیدن به آن است .

 ویژگی فرآیند نوآوری

فرایند نوآوری دارای ویژگیهایی است که برخی از آن ها عبارتند از :

1-    فرایند نوآوری با عدم اطمینان ( تردید) همراه است منبع نوآوری با ایجاد فرصت برای نوآوری غیر قابل پیش بینی است . نتایج نوآوری را به سختی می توان با تجربیات قبلی سنجید و به عبارتی پیش بینی مشخصی از نتایج به عمل آورد .

2-    فرایند نوآوری مبتنی بر دانش افزایی و یاد گیری است فرایند نوآوری موجب تقویت دانش جدید می شود و متکی برهوش و خلاقیت فردی و یادگیری متقابل است .

3-    فرایند نوآوری در تقابل با برخی از کارهاست نوآوری اغلب مستلزم حذف برخی فعالیت ها در سازمان خواهد بود و به نوعی در تقابل با آنها قرار می گیرد .

4-    فرآیند نوآوری از مرز بخش های مختلف درون و برون سازمانی فراتر می رود . فرایند نوآوری مستلزم تبادل اطلاعات در بخشهای مختلف سازمان است و خارج از آن است و نیز واحدهای مختلفی درگیر فرآیند نوآوری می شوند . منبع بسیاری از ایده ها نیز فراتراز بخش های مختلف

5-    سازمان و ناشی ازتبادل اطلاعات بین رشته های مختلف است .

انواع نوآوری

غالب محققان ونویسندگان ، نوآوری را به چهارگروه تقسیم می کنند :

1-    نوآوری اداری : این نوآوری عبارت است از تغییر در ساختار سازمان و فرآیند های اداری مانند ارائه ایده جدید برای سیاست تازه ، در مورد استخدام پرسنل ، تخصیص منابع ، ساختار وظایف و اختیارات می باشد .

2-    نوآوری تولید : نوآوری تولید عبارت است از جایگزین نمودن محصولات در حال تولید ، توسعه نوع محصول ، نگهداری از سهم بازار و باز نمودن بازارهای جدید داخلی یا خارجی .

 3-    نوآوری فرآیند : این نوع نوآوری بر بهبود انعطاف پذیری تولید ، هزینه های پایین تر تولید ، به وسیله کاهش سهم هزینه های دستمزد ، کاهش مصرف مواد ، کاهش نرخ ردی و کاهش هزینه های طراحی محصول ، بهبود شرایط وکاهش زیان های محیطی دلالت دارد .

4-    نوآوری تکنولوژیکی : بر اساس انواع نوآوریهای ارائه شده در بالا ، نوع دیگری از نوآوری وجود دارد که نوآوری تکنولوژیکی نامیده می شود . این نوع نوآوری ، تلفیقی از نوآوری تولیدی و فرآیندی است.

 منابع و فرصت های نوآوری

نوآوری ها می توانند از منابع گوناگون سرچشمه بگیرند . به زهم دراکر، هر چند نوآوریهایی وجود دارند که ناشی از بارقه های نبوغ آنی می باشند ، اما بیشتر آن ها ناشی از جستجوی هدف دار و آگاهانه فرصت های نوآوری هستند . فرصت های نوآوری می تواند در داخل شرکت یا صنعت و یا در خارج از شرکت و در محیط اجتماعی و علمی باشد .

 سطوح نوآوری

« آلتشولر » که اورا پدر علم خلاقیت شناسی می گویند با مطالعه بر روی اختراعات مختلف توانست آنها را دسته بندی نماید. او سطوح نوآوری را به پنج سطح تقسیم نمود که عبارتند از :

1-    سطح استاندارد

این سطح 32% نوآوری ها را تشکیل می دهد ، اختراعات ثبت شده و راه حل های واضحی را که از بین چند انتخاب گزینش شده اند شامل می شود . درحقیقت بهبودهای کوچک در سیستم هایی که تغییر ماهیت نداشته اند نوآوریهای سطح یک را تشکیل می دهد . معمولا در این سطح یک ویژگی خاص سیستم اصلاح یا تقویت شده است . ازجمله مثال های سطح یک نوآوری می توان به مسائلی چون افزایش فاصله بین دو تیغه خودرو برف روب برای پایداری بیشتر آن اشاره کرد این راه حل نشان دهنده کار تخصصی بوده ودر آنها هیچ تناقضی تعریف یا حل نشده است .

2-    سطح بهبود

این سطح نوآوریهایی است که موجب بهبودهای کوچک در سیستم همزمان با کاهش تناقض ذاتی موجود در سیستم می باشد راه حل های بیان شده در این سطح چیزی حدود45% ازکل نوآوریها را تشکیل می دهند . برای رسیدن به این نوآوریها داشتن اطلاعات لازم در یک زمینه فن آوری کفایت می کند . سیستم موجود به آرامی تغییر می کنند و ویژگی های جدیدی بدست می آورد که بهبود آن را تضمین می کند .

از جمله مثال های مطرح در این نوآوری می توان به فرمان های قابل تنظیم دراتومبیل که برای آسایش بیشترراننده طراحی شده اند اشاره کرد .

3-    سطح اختراع در حوزه فن آوری موجود

این سطح 18% از کل نوآوریها را تشکیل می دهد و سیستم موجود را به نحو چشم گیری بهبود می بخشد . در این سطح تناقض موجود در سیستم فعلی یا معرفی چند عنصر کاملا جدید حل می شود به عنوان مثال می توان از تعویض سیستم استاندارد انتقال قدرت اتومبیل یا سیستم خودکار نام برد در این نوع نوآوری به طور معمول از فن آوریهای وابسته به صنایع دیگر غیر از صنعتی که نوآوری در آن

واقع شده استفاده می شود . چنین راه حلی در صنعت مورد نظر جهش ایجاد می کند در حقیقت این نوآوری از جایی خارج از محدوده ایده ها وقواعد پذیرفته شده در یک صنعت خاص ، کشف می شود .

4-    سطح اختراع خارج از حوزه فن آوری موجود

این گونه نوع آوریها از حوزه علم و نه از حوزه فن آوری کشف می شوند و حدود 4% از کل نوآوریها را تشکیل می دهند . این راه حلها به کلی خارج از الگوهای معمول در فن آوری هستند برای رسیدن به آنها اصول متفاوتی به کار گرفته می شود . دراین سطح از نوآوری تناقض به طور کامل از بین می رود و اثرات و پدیده های فیزیکی که از قبل در آن حوزه کاری ، شناخت کمی از آنها وجود داشته به کار گرفته می شود . مثالی ساده از این نوآوری ، تمیز کردن سطوح از طریق حفره سازی با امواج فراصوت است .

 5-    سطح اکتشاف

 این سطح به خارج از محدوده دانش زمان خود تعلق دارد و کمتر از 1% از کل نوآوریها را تشکیل می دهند . این راه حل ها وقتی به وجود می آیند که پدیده ای جدید کشف و برای یک مسئله ابتکاری به کار گرفته شود . راه حل های این سطح همچون لیزرها و ترانزیستورها هستند که باعث ایجاد سیستم ها و صنایع جدید شده اند .

 عوامل رشد خلاقیت و نوآوری در سازمان

ایجاد و رشد خلاقیت در سازمان مستلزم وجود عوامل و شرایط مناسب است . این عوامل می توانند گوناگون باشند . عده ای معتقدند که موفقیت سازمان ها مبتنی بر وجود افراد خلاق است و بر هیمن اساس جذب و استخدام افراد خلاق را به سازمان ها پیشنهاد می کنند . تحقیقات دانشمندان و محققان نشاند داده است اگر شرایط سازمانی مناسب نباشد افراد خلاق عملکرد موثری نمی توانند داشته باشند بنابراین برای ایجاد و رشد خلاقیت در سازمان لازم است به عوامل : نهادی ، ساختاری ، مدیریتی و گروهی نیز توجه شود . مشبکی و تیمور نژاد (1378) عوامل موثر بر خلاقیت در سازمان را شامل : چالش گری ، آزادی ، منابع ، کارگروهی ، تشویق و سرپرستی و حمایت سازمانی ، بیان کرده است .

چالش گری : مدیر باید کارکنان را به کارهای درست و مناسب آن ها ، به کارگمارد که تخصص و مهارت های آن ها در تفکر خلاق تناسب داشته باشد ، و انگیزه درونی ایجاد کند . به عبارت دیگر تناسب داشته باشد ، و انگیزه درونی ایجاد کند . به عبارت دیگر تناسب مطلوب بین شغل و شاغل را فراهم نماید .

 آزادی : کلید خلاقیت این است که به کارکنان از نظر وسیله – فرایند کار- و نه لزوما از نظر  اهداف ، آزادی داده شود و اگر این رایند به نحو احسن انجام شود ، خلاقیت آنان افزایش می یابد به عبارت دیگر زمینه های مشارکت کارکنان فراهم می گردد.

منابع : مدیران باید بتوانند از زمان و پول که دو منبع اصلی و اثر گذار در خلاقیت هستند به دقت تخثیث دهی نمایند . مدیرانی که مان لازم ، برای پویای و کشف ، اختصاص نمی دهند ، درراه خلاقیت موانع

 ایجاد می کنند بنابراین مدیران باید منابع سازمان را به گونه ای هماهنگ و سازگار ترکیب کنند ، تا زمینه های خلاقیت فراهم شود .

ویژگی هی گروه کار : مدیران باید مهارت استفاده از استعدادهای متعدد اعضا در گروه ها را داشته باشند ، و به نحو احسن از آن ها ، جهت ساختن یک گروه کاری خلاق کمک ، گیرند .

تشویق سرپرستی : مدیران سازمان های موفق و خلاق ، به ندرت برای نتایج بخصوص ، پاداش های مشخص تعیین می کنند ، ولی کارخلاق افراد و گروه ها را به درستی درک نوده و ارج می نهند.

پشتیبانی سازمانی : مدیران هرچند با تشویق می توانند خلاقیت را شکوفا سازند اما خلاقیت در حقیقت هنگامی شکوفا می شود که کل یک سازمان ازآن پشتیبانی کند. در این میان ، نقش رهبران سازمان مهم است . و آنان باید سیستم ها و روش های مناسب را به کار گیرند و با اطلاع رسانی ، ایجاد همکاری و ایجاد اطمینان ازعدم دخالت مسائل سیاسی ، از خلاقیت ، حمایت کنند .

 تفاوت خلاقیت و نوآوری

خلاقیت ونوآوری آن چنان با هم عجین شده اند که شاید تشخیص وجوه تمایز آن ها دشوار باشد ، اما برای روشن شدن ذهن ، میتوان آن ها را به گونه ای مجزا از هم تعریف نمود . خلاقیت ، پیدایی وتولی یک اندیشه وفکر نواست ، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است ( الونی 1375)

کونتر ( 1988) را به کارگیری ایده های نوینت ناشی از خلاقیت ، یاد کرده است و معتقد است که نوآوری می تواند محصولی جدید ، خدمتی جدید یا راهی جدید ، برای انجام کاری باشد ، درحالی که خلاقیت توانایی و قدرت ایجاد فکر و یا ایده جدید و نو است . آلبرشت (1987) معتقد است خلاقیت ، یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود ایده جدید و بدیع است ، حال این که نوآوری ، تبدیل خلاقیت به عمل و یا نتیجه است ، از این زاویه شخص خلاق ممکن است نوآور نباشد ، یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانایی عرضه ویا فروش آن ها را نداشته باشد . لذا فرد نو آور غالبا خلاق است ولی همه افراد خلاق الزاما نوآور نیستند .

نویسندگان ومحققین سازمان و مدیریت با توجه به مکاتب فکری ، دیدگاه نظری و بینشی که دارند اهمیت و اولویت متفاوتی نسبت به این دو مفهوم قائلند .

مثلا روانشناسان به « خلاقیت » که بیشتر یک مفهوم فردی است اهمیت بیشتری می دهند و آن را عام وشامل نوآوری نیز می دانند و برعکس جامعه شناسان و محققین صنعتی برای « نوآوری » که بیشتر یک مفهوم گروهی و اجتماعی است اهمیت بیشتر قائل شده و آن را عام و خلاقیت را یکی از مراحل نوآوری تلقی می نمایند . برای مثال یکی از نویسندگان اشاره می کند که خلاقیت به ایجاد ایده های جدید توجه دارد ، درصورتیکه نوآوری به کاربرد آن می پردازد پس خلاقیت نقطه آغاز هر نوآوری است و نوآوری تلاش برای تبدیل ایده خلاق به محصولات می باشد وی نتیجه می گیرد که نوآوری از جامعیت بیشتری برخوردار است .

خلاقیت به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود اشاره دارد درحالیکه نوآوری  دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد .

خلاقیت ، دانه و نوآوری گیاه و ثمره آن است . ( برنی اسلپکوف )

خلاقیت فعالیت ذهنی و عقلایی برای به وجود آمدن ایده جدید و بدیع است. حال آن که نوآوری به معنای تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه می باشد . ( آلبرشت 1987 )

براساس این تعاریف ، خلاقیت لازمه نوآوری است . اگر چه در عمل نمی توان این دورا از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایش نوآوریهاست . خلاقیت ، پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نواست درحالیکه نوآوری ، عملی ساختن آن اندیشه و فکر نواست . از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید زمان طولانی می گذرد و تلاش ها وکوشش هایی بسیار به عمل می آید .

نگاهی جامع به خلاقیت ونوآوری
یکی از مسائلی که اندیشه های جهان سوم رابه خود معطوف نموده است سیل اختراعات و علوم جدیدی است که کشورهای صنعتی و به اصطلاح پیشرفته روانه بازار جهانی می کنند.این امر موجبات سبقت اقتصادی ,تکنولوژیک و مادی آن ها را فراهم آورده است, لیکن باید توجه نمود حتی در کشورهای پیشرفته نیز اگر سیستم های خلاق آنها از کار بیافتد، از رقابتها عقب می افتند و نابود می شوند لذا تنها راه نجات کشورهای درحال توسعه خلاقیت است و راه دیگری ندارند. افرادی که خلاق نیستند مدام درپی کپی کردن هستند و بهترین حالت ایده آل آنها این است که کپی کردن را به نحواحسن انجام دهند.

اهمیت خلاقیت و نوآوری

خلاقیت و نوآوری موجب خواهدشد که موارد ذیل تحقق یابد:
- رشد و شکوفایی استعدادها و سوق‌دهنده به سوی خودشکوفایی؛
- موفقیتهای فردی ، شغلی و اجتماعی؛
- پیدایش سازمان؛
- تولیدات و خدمات؛
- افزایش کمیت، تنوع تولیدات و خدمات؛
- افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و موفقیت در رقابت؛
- کاهش هزینه ها، ضایعات و اتلاف منابع؛
- افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان؛
- ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان؛
- ارتقای بهره وری سازمان؛
- موفقیت مجموعه مدیریت و کارکنان سازمان؛
- رشد و بالندگی سازمان؛
- تحریک و تشویق حس رقابت؛

- کاهش بوروکراسی اداری «کاهش پشت میزنشینی ومشوق عمل گرایی»؛
- تحریک و مهیاکردن عوامل تولید. 

نگاهی بیولوژیک به خلاقیت ونوآوری 

مغزانسان مانندبیشتر قسمتهای بدن از دو قسمت ناحیه چپ و راست تشکیل شده است. ناحیه راست مغز خلاق و آفریننده چیزهای جدید است. غالب مردم خلاق نیستند چرا که همه تحریکات، ایده ها و هدفهای قسمت راست به طور سیستماتیک و به شدت توسط قضاوتهای ســرد و بی روح ناحیه چپ نفی می شود. بنابراین، برای خلاق بودن و حل مســائل باید به ناحیه راست مغز اجازه داد تا ایده های جدیدی بدهد و به ناحیه چپ درصورتی اجازه دخالت و قضاوت داد که ناحیه راست تمام منابع و توانایی هایش را به کار گرفته باشد.

 نوآوری یعنی تجاری سازی خلاقیت (ایده)

تجاری سازی ایده یک برنامه هفت مرحله ای است:
1 - اولویت: در تجاری سازی ایده ها اولویت با ایده هایی است که با راهبردهای اصلی سازمان سازگاری بالایی داشته باشند؛
2 - برآورد: بررسی جزئیات مربوط بـــــه نقاط قوت ایده جدید در مقابل سایــــر فناوری ها؛
3 - غنی سازی: توسعه و گسترش ایده تا به شکلی مطلوب تبدیل شود؛
4 - تقویت: تنظیم فهرستی از پیشنهادات درمورد ایده مطرح شده به منظور تقویت ایده؛
5 - تعیین چشم انداز کلی ایده پس از استقرار آن؛
6 - ارائه توصیه هایی برای ایـــــده های آتی به منظور افزایش پتانسیل نوآوری؛
7 - تعیین و تفسیر عوامل کلیدی به منظور قیمت گذاری بر روی پیشنهادها و ایده های جدید.

نگاهی به ابعاد مختلف نوآوری

نوآوری در انواع متفاوتی معرفی مـی شود که می توان آن را ابعاد نوآوری نامید.
1 - نوآوری در ساختار
2 - نوآوری در خدمات
3 - نوآوری در نحوه نگرش همکاران
4- نوآوری در محصولات
1- نوآوری در ساختار: طرفداران این روش معتقدند که طی انجام فرایند نوآوری وظایف و نقشهای اعضای سازمان دچار تغییر می شود.
2- نوآوری در خدمات: خلق ایده یا خدمت جدید در سازمان همـــان طور که قبلاً گفته شد می تواند به صورت فرایندی زمان بر یا به صورت ناگهانی صورت گیرد.
3- نوآوری در نحوه نگرش: قبل از ارائه ایده یا خدمت جدید باید نوآوری را از خود آغاز کنیم. در اینجا لازم است تا جمله ای را بیان کنیم: در فرهنگ سازمان های نوآور به جای کلمه چرا؟ از کلمه چرا نه؟ استفاده می شود.
4- نوآوری در محصول . 

اصول مدیریت برای نوآوری

اصول مدیریت برای نوآوری شامل 3 اصل عمده است:
1 – جداسازی افراد از یکدیگر، جورکردن افراد با هم؛
2 – نظارت و گوشزدکردن؛
3 – پاداش به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند.

خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمانها

پیوسته این سوال مطرح است که چرا کشوری پیشرفت کرده در حالی که کشور مشابه که از نظر منابع اولیه و امکانات بهره وری دارای شرایط بهتری بوده، عقب مانده است. چه عامل مهمی در شرایط مشابه باعث پیشرفت و موفقیت بعضی (کشور - گروه - فرد) و باعث عقب ماندگـی و عملکـرد ناصحیح بعضی دیگـر مــی شود؟

در سالهای اخیر، تلاشهای وسیعی به وسیله بسیاری از سازمانها برای ترغیب افراد خود به خلاقیت و نوآوری انجام گرفته است. در این مقاله مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری شرایط ایجاد این مولفه ها و هم چنین ویژگیهای افراد و سازمانهای خلاق و نوآور تبیین شده است. با بهره جویی از فنون خلاقیت و نوآوری خواهیم توانست به طریقی کارآمد و اثربخش به اهداف خود برسیم و سازمان و جامعه ای توسعه یافته و پیشرو داشته باشیم.

خلاقیت و نوآوری لازمه و پیش درآمد توسعه و پیشرفت و تعالی یک سازمـان و جامعه است و آگاهی از فنون و تکنیک های آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مدیران، دانشجویان، پژوهشگران و علاقه مندان به این رشته است.

اگر یک نظام حمایتی مدیریت وجود نمی داشت که حل خلاقانه مشکل را پرورش دهد و نوآوری را دنبال کند، هم «پرسی اسپنسر» و هم «اسپنس سیلور» در اندیشه های خلاق خود نمی توانستند موفق شوند.
درهر مورد ویژگیهای خاصی در سازمانهای آنها موجود بود که توسط مدیران اطراف آنها پرورش یافته بود و بدعت گذاری آنها را امکان پذیر ساخت.
همان طور که در مبحث قبلی آورده شد، اصول مدیریت برای نوآوری شامل 3 اصل عمده است:
1- جداسازی افراد از یکدیگر، جورکردن افراد با هم؛
2- نظارت و گوشزدکردن؛
3- پاداش به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند. 

نتیجه گیری

همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیت و نوآوری چنان به هم درآمیخته اند که ارائه تعریف مستقلی از هرکدام دشوار است. خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.
برای آنکه ایده جدیدی خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارنده غلبه کنند و شرایط به گونه ای باشد که نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظر و شیوه جدید رهنمون گردد. در زمینه فنون و تکنیک های خلاقیت و نوآوری شیوه های متنوعی مانند تحرک مغزی، ارتباط اجباری، تجزیه و تحلیل مورفولوژیک (ریخت شناسانه)، گردش تخیلی، سوالات ایده برانگیز تفکر موازی مدنظر بوده که عمده این روشها در راستای رفع انسدادهای ادراکی و پرورش نوآوری نقش تسهیل کنندگی دارند.
شاید یکی از مهمترین عوامل تسهیل و تقویت توان خلاقیت و نوآوری در سازمان ساختار مناسب و تشکیلات متناسب با اهداف موردنظر است. طبق نظر «برنز» (BURNS) و «استالکر» (STALKER) ساختار زیستی یا ارگانیک ساختار مناسب خلاقیت و نوآوری در سازمان است.
طبق آخرین دستاوردهای علمی، عوامل موثر درخلاقیت و نوآوری به چهار دسته تقسیم شده، این عوامل عبارتند از: به کارگیری وجذب نیروهای خلاق و نوآور به سازمان، امکانات مناسب تحقیقاتی ومالی برای کوششهای نوآورانه، آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق همچنین به کارگیری نتایج حاصل ازفعالیتهای خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق. درخاتمه ذکر این نکته ضروری است که تبادل فرهنگی میان سازمانها و در کنار هم قراردادن افراد محافظه کار و سنتی با افراد نوجو و ایجاد محیطی که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله می گردند همه تسهیلاتی است که مجموعه سازمانی را به سوی نوآوری و خلاقیت سوق می دهد.

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

تهیه کننده : زهرا ندافی مقدم

خلاقیت  

بیل گیتس می گوید : « جهان دیجیتالی آن قدر زندگی را برای دنیای تجارت سخت و نامطمئن کرده است که چاره ای نیست مگر تحول یافتن یا از بین رفتن .»

با پیشرفت روز افزون دانش و فناوری و جریان گسترده اطلاعات ، امروزه جامعه نیازمند آموزش مهارت هایی است که با کمک آن بتوان همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود . هدف باید پرورش انسان هایی باشد که بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده وبا بهره گیری از دانش جمعی و تولید افکار نو مشکلات را از میان بردارند . امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.

روزگاری سخن گفتن از خلاقیت و نورآوری امری غیر ضروری و دوراز دسترس به نظر می رسید . اما سیر تحولات دنیا ، ما و سازمان های ما را به نقطه ای کشانده که بی تردید بدون خلاقیت و نورآوری نه تنها نمی توانیم به هدف های خود برسیم ، بلکه ماهیت حیات و بقایمان را نیز زیر سوال خواهد برد.

اهمیت این موضوع به حدی است که برای فرهنگ سازی آن جا دارد که بیش از گذشته به آن بپردازیم .

 تعریف خلاقیت

 خلاقیت واژه عربی است که ریشه آن « خلق» به معنی آفریدن است .

« پارنز» می گوید اساس موضوع خلاقیت عبارت از مفهوم « آهان » است  و به معنی تداعی معقول افکار ، حقایق و ایده ها و غیره به شکل جدید و خوشایند می باشد که دارای معانی ای ماوراء مجموعه اجزاء است.

خلاقیت ، عبارت از توانائی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع و به عبارتی ، فرایند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره یک موضوع و به دست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن است .

( ورتهایمر 1959)

خلاقیت ، تولید ایده های جدید و مفید در همه زمینه ها است . ( ترزا آمابیلی )

برخی صاحب نظران  ، خلاقیت را مترادف حل مسئله دانسته  عده ای دیگر آن را ابزار حل مسئله می دانند . همچنین خلاقیت را می توان شکستن عادت ، کنار گذاشتن شیوه های فکری و عملی قبلی و یا متفاوت دیدن مسائل و مشاهده امور به شیوه ای تازه که قبلا به آن توجه نشده است تعریف کرد .

همانطور که ملاحظه می شود ، در تعاریف خلاقیت بر توانایی هایی اشاره می شود که قابل پرورش بوده و می توان آنها را افزایش داد . بنا براین خلاقیت قابل تعمیم به تمام افراد جامعه می باشد و همگی از درجاتی از خلاقیت برخورداند . امروزه دیگر بحثی راجع به اینکه خلاقیت ذاتی است یا اکتسابی وجود ندارد . بلکه دنیای اموز تلاش می کند خلاقیت و مباحث مرتبط با آن را چه در زمینه های روانشناسی و علوم تربیتی وچه درزمینه های مدیریت کسب و کار به درستی بشناساند وابعا د مختلف آن را توسعه دهد .

 با توجه به مطالب گفته شده و مطالعات و پژوهشهایی که در مورد خلاقیت انجام شده است نکات زیر در درک و توسعه خلاقیت بسیار با اهمیت است :

خلاقیت یکی از راههای تفکراست و مترادف هوش نیست .

خلاقیت یک فرایند است نه یک نتیجه یا محصول

توانایی خلاقیت به تحصیل و معلومات قابل قبول بستگی دارد .

خلاقیت امری توسعه پذیراست .

خلاقیت از تفکر واگرا ناشی می شود.

خلاقیت با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است .

خلاقیت کنجکاوی و تمایل به دانستن و تجربه بسیاری از امور است .

خلاقیت از طریق حساسیت و درک مسائل قابل توسعه است .

خلاقیت از طریق آزمایش ، تجربه و کنکاش رشد می کند .

خلاقیت شکلی از تخیل کنترل شده است .

خلاقیت به تولید چیز تازه ، متفاوت و بنابراین بی نظیر منجر می شود.

خلاقیت ، به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.

الف - تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی

 خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است . تفکر عبارت است ازفرایند بازآرایی یا تغییراطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت .تفکر بر دونوع است : 1 - تفکر همگرا 2 - تفکر واگرا
تفکر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت . تفکر واگرا عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.
براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی دارد. این توانایی عبارت است از فرایند تشکیل تصویرهایی از پدیده های ادراک شده در ذهن و خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها;
خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل ;خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرحهای نوین برای تولیدات و خدمات جدید استمرار آن پس از غیبت آن پدیده‌ها.
ب - تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی
خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیتهای سازمان «مثلا افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها، تولیدات یاخدمات از روش بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و...».

 روبرت جی استرنبرگ و لیندا ای اوهارا 1 در بررسی های خود شش عامل را در خلاقیت افراد موثر دانسته اند:

دانش: داشتن دانش پایه ای در زمینه‌ای محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی؛

توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسایل؛

سبک فکری : افراد خلاق عموما در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد ، سبک فکری ابداعی را بر می گزینند؛

انگیزش : افراد خلاق عموما برای به فعل درآوردن ایده های خود برانگیخته میشوند؛

شخصیت:افرادخلاق عموما دارای ویژگیهای شخصیتی مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی و نیز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند؛

محیط: افراد خلاق عموما در داخل محیط‌های حمایتی بیشتر امکان ظهور می‌یابند

این محققان مشخص کردند که عمده‌ترین دلیل عدم کارایی برنامه های آموزش خلاقیت تاکید صرف این برنامه ها بر تفکر خلاق به عنوان یکی از شش منبع موثر در خلاقیت است.جایی که سایر عوامل نیز تاثیر بسزایی در موفقیت و شکست برنامه های آموزش خلاقیت ایفا می کنند(استنبرگ و اوهارا 1997)2 جورج اف نلر در کتاب هنر وعلم خلاقیت برای خلاقیت مراحل چهارگانه: آمادگی (preparation)، نهفتگی، اشراق و اثبات (Verification) را ذکر کرده است2از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یک فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شوند.در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمرکز می کنند.

در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی شود و فرد سعی در نظم دادن تفکرات ، اندیشه ها،تجارب و زمینه های قبلی خود جهت نیل به یک ایده دارد.درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه )فراهم کردن فرصت (جهت تفکر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده ای جدید و بدیع منجر می شود. در نهایت فرد خلاق در صدد برمی آید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.

خلاقیت دارای سه مؤلفه است: تخصص ، تفکر خلاق و انگیزش که می تواند درونی و بیرونی باشد ، مدیران روی هر سه این خصوصیات می توانند اثر گذارند ولی بر روی انگیزش کارکنان بیشتر از دو مؤلفه دیگر تأثیر گذار هستند .
افزایش خلاقیت در سازمانها می‌تواند به ارتقای کمیت و کیفیت خدمات ، کاهش هزینه ها، جلوگیری از اتلاف منابع ، کاهش بورو کراسی، افزایش رقابت ، افزایش کارایی و بهره وری ، ایجاد انگیزش و رضایت شغلی در کارکنان منجر گردد .نقش مدیر در پرورش خلاقیت ، تحریک و تشویق کارکنان، تفویض اختیار به کارکنان ، پیدا کردن ذهنهای خلاق و استفاده از خلاقیت دیگران است . نظام مدیریت مشارکتی با تکیه بر خود کنترلی کارکنان ، مشورت ، تشویق به ابتکار و احترام به افراد ، نقش مهمی در پرورش خلاقیت کارکنان ایفا می کند . تکنیک های خلاقیت گروهی شامل تحرک مغزی ، گردش تخیلی، تفکر موازی ، ارتباط اجباری ، شش کلاه تفکر ، از تکنیکهای مؤثر در تقویت تفکر خلاق هستند. خلاقیت دارای سه مؤلفه است: تخصص ، تفکر خلاق و انگیزش که می تواند درونی و بیرونی باشد ، مدیران روی هر سه این خصوصیات می توانند اثر گذارند ولی بر روی انگیزش کارکنان بیشتر از دو مؤلفه دیگر تأثیر گذار هستند.

انواع خلاقیت

 خلاقیت می تواند در همه دوره ها و زمینه ها روی دهد برحسب موضوع و نوع حوزه انواع خلاقیت را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود :

1-    خلاقیت علمی : خلاقیت در هریک از رشته های علم را می توان خلاقیت علمی نامید کشفیات و نظریه های علمی مانند نظریه های علوم فیزیک ، شیمی ، روانشناسی ، اقتصاد و ... خلاقیت علمی محسوب می شود بنابراین برحسب اینکه کدام رشته علمی در نظر گرفته شود انواع خلاقیت وجود دارد مانند خلاقیت شیمی ، ریاضی و غیره .

2-    خلاقیت فناورانه : خلاقیت در جنبه های کاربردی و فنی علوم یا به عبارتی خلاقیت در فناوری

3-     ( تکنولوژی ) را می توان خلاقیت فناورانه ( خلاقیت تکنولوژی ) یا خلاقیت مهندسی نامید . خلاقیت فناورانه عبارت از خلق اندیشه ها و طرح نو در جنبه های کاربردی علوم و یافتن راههای جدید حل مسائل فنی و مهندسی اعم ازنرم افزاری و یا سخت افزاری می باشد .

4-    خلاقیت صنعتی : منظور از خلاقیت صنعتی ، خلاقیت درجنبه های فناوری ، سخت افزاری و نرم افزاری یک سازمان صنعتی می باشد. در سازمان های صنعتی معمولا خلاقیت در فناوری سخت افزاری ، « نوآوری تکنولوژیک و خلاقیت در سیستم سازمانی و مدیریتی ، خلاقیت سازمانی » نامیده می شود .

خلاقیت و نوآوری صنعتی را می توان به چهار دسته کلی از قبیل :

خلاقیت و نوآوری بنیادی ، خلاقیت و نوآوری فرایندی ، خلاقیت و نو آوری فرآورده ای ، خلاقیت و نوآوری در بازاریابی را طبقه بندی کرد .

5-    خلاقیت هنری : خلاقیت هنری عبارت از خلاقیت درهر یک از رشته های هنری می باشد.

6-    خلاقیت روزانه : خلاقیت هایی است که هر فرد همواره در زندگی روزمره خود برای حل مشکلات و پیشبرد امور روزانه ایجاد می نماید.

7-    خلاقیت کودکان : منظور از خلاقیت کودکان رفتارهای کلامی و علمی خلاقی است که کودکان به شکلهای مختلف از خود بروز می دهند .

خلاقیت کودکان به تعبیری می تواند به عنوا خلاقیت روزانه کودکان محسوب شود .

 سطوح خلاقیت

 محصول خلاق با توجه به سطوح مختلف درجه بندی می شود . تیلر با توجه به محصولات فکری بشر پس از بررسی و تحقیق در کیفیت آنها پنج سطح خلاقیت را به شرح زیر شناسایی کرده است که هر یک از آنها شامل درجات مختلفی از خلاقیت است .

1-    خلاقیت بیانگر

2-    خلاقیت مولد

3-    خلاقیت اختراعی

4-    خلاقیت نوآورانه

5-    خلاقیت شهودی

 وی معتقد است بیشتر سطوح خلاقیت یاد شده را می توان به نوعی شامل دو گروه اصلی خلاقیت اولیه و خلاقیت ثانویه دانست و به همین منظور در این جا فقط به توضیح این دو نوع خلاقیت می پردازیم .

1-    خلاقیت اولیه : عبارت از آن دسته از خلاقیت هاست که شامل ایجاد و توسعه اصول  و مفاهیم جدید و خلق پارادایم نوین می باشند . نظریه های جدی یا متحول کننده و اختراعات بنیادی از این دسته خلاقیت محسوب می شوند . خلاقیت بزرگ ، عالی و نوآورانه جزء خلاقیت های اولیه به شمار می آیند .

2-    خلاقیت ثانویه : آن دسته خلاقیت هایی هستند که شامل کاربرد جدید و متفاوتی ازاصول و مفاهیم شناخته شده قبلی و تکمیل و بسط خلاقیت های اولیه هستند . دستاوردهای علمی پژوهشگران که مبتی بر نظریه های بزرگ علمی هستند از موارد خلاقیت ثانویه هستند.

 ضرورت و نقش خلاقیت

 امروزه بر خلاف گذشته ، بازارهای سطح جهان با تغییرات روزانه و حتی لحظه به لحظه ی نیازهای جوامع بشری روبه رو هستند . سازمان های تولیدی و خدماتی برای جا نماندن از تغییرات سریع و بقا و رشد در این بازارها باید به سرعت و با هدف گذاری های درست حرکت کنند.

در واقع برای سازمان های امروزی خلاقیت ، نوآوری و کارآفرینی هر کدام به مثابه پله های نربان ترقی هستند که باید با آگاهی کامل و موفقیت طی شوند . لازمه این کار نیز اشراف مدیران و کارکنان و افراد ذی ربط بر این سه مقوله ظاهرا مجزا ، اما کاملا مرتبط به یکدیگر یعنی خلاقیت ، نوآوری و کارآفرینی است .

نقش و اهمیت خلاقیت را می توان از ابعاد  فردی و کلی بشرح زیر بیان نمود . خلاقیت از بعد فردی ، عامل رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی و کسب موقعیت های فردی ، شغلی و اجتماعی می باشد. اما نقش و اهمیت خلاقیت از جنبه کلی شامل موارد زیر می باشد:

-         خلاقیت یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص انسان و مظهر خلیفه الهی انسان در کره زمین است ،

-         مجموعه تمدن انسان محصول خلاقیت ها و نوآوریها ی انسان است .

-         خلاقیت و نوآوری یکی از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است.

-         خلاقیت و نو آوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است .

-         خلاقیت و نوآوری موجب رشد و توسعه اقتصادی علمی ، صنعتی و عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است .

-         همه سازمان ها ، کارخانه ها ، کلیه تولیدات ، محصولات و خدمات حاصل خلاقیت و نوآوری است .

 فرآیند خلاقیت

 مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان ، یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافت هایی هدایت کند . نویسندگان و صاحب نظران این مراحل را به گونه های مختلف مطرح کرده اند.

 برساس مدل « گراهام والاس» که پایه و وجه مشترک بیشتر مدل های خلاقیت است ، خلاقیت شامل چهار مرحله به شرح زیر می باشد:

1-    دوره آمادگی

2-    دوره خواب (پرورش)

3-    دوره بصیرت (روشنی )

4-    دوره آزمایش و ارزش گذاری

 خلاقیت فرایندی قابل توسعه و بهسازی است . می توان روش های مختلفی برای بهبود بخشیدن به استعدادهای خلاقانه بکار برد . موارد زیر برخی از راه کارهای موثردر افزایش خلاقیت را بیان می کند.

1-    شناخت روابط

بسیاری از اختراعات و نوآوری ها نتیجه دیدن روابط متفاوت وجدید میان اشیاء فرایند ها ، مواد ، فن آوری ها و افراد هستند . مثلا افزودن آب میوه به نوشابه های گازدار و تهیه محصولی گوارا . یا ترکیب فناوری موتورهای احتراقی با چرخ و ایجاد خودور .

جستجو برای یافتن روابط متفاوت و غیرعادی میان عناصر و افراد ، می تواند موجب توسعه و بهبود خلاقیت شود .این روابط غالبا به ایده ها محصولات و سرویس های جدید منجر می شود.

2-    توسعه یک دیدگاه عملیاتی

فرد خلاق تمایل دارد اشیا و افراد را بر حسب اینکه چگونه می توانند نیازهای اورا برآورده کنند ، ببیند . برای مثال خانه داری که نمی تواند پیچ گوشتی را پیدا کند غالبا از کارد میوه خوری برای محکم کردن پیچ استفاده میکند .

بنابراین به منظور توسعه نوآوری و خلاقیت باید روابط مکمل میان اشیاء و افراد را تصور نموده ، یاد بگیریم از زاویه ای به آنها بنگریم که کاستی های مار را دربرآوردن نیازهایمان جبران کند . در این صورت باید به اشیا و افراد به شیوه ای غیر مرسوم و از دیدگاه متفاوت نگاه کرد.

به عنوان تمرین کلیه عملکردهایی را که می توانید برای اشیا ی زیر متصور شوید را بیان کنید : یک خط کش ، یک شاخه قطع شده و یک کارمند خود خواه.

3-    استفاده از مغز

نیمکره راست مغز به فرد کمک می کند تا همانند ها را درک کند ، چیزها را تصور کند و اطلاعات را سنتز نماید . نیمکره چپ مغز به شخص کمک می کند تا روش های حل مشکلات را تحلیل نماید ، بهکلام درآورد و توجیه کند.

گرچه دو نیمکره راست وچپ مغز، اطلاعات را به طور متفاوت پردازش می کنند و مسئول فعالیت های مغزی و مهارت های متفاوت هستند ، اما از طریق گروهی از رشته های عصبی با هم انسجام می یابند.

به خاطراین اتصال و ماهیت ارتباط میان فعالیت های هر نیمکره هر کدام از نیمکره ها را باید مکمل عملیات دیگری دانست  و لازمه فرایند خلاقانه ، حاصل فعالیت هر دو نیمکره مغز است ، بنا براین برای خلاق تر شدن لازم است بر روی فعالیت های هر دونیمکره  چپ وراست مغز کار کنید . زیرا فعال بودن یک نیمکره نمی تواند منجر به عملکرد خلاق شود . توجه والدینومربیان بر پرورش هردو نیمکره مغز در کودگان تاثیر زیادی در رشد خلاقیت در آنان دارد .

4-    حذف یا شکستن قالب های ذهنی

قالب های ذهنی یکی از مهمترین موانع ادارکی خلاقیت است وشامل مفروضات پایه و حک شده در ذهن ، اعتقادات عمومی یا برداشت های کلی ، که ناخودآگاه بردرک و فهم ما از جهان و بر افعال و اقداماتمان اثر می گذارد ، می باشد .

برای درک مفهوم شکستن قالب ذهنی درباره مسئله زیر فکر کنید . اگر قرار باشد که نه نقطه را با کشیدن چهار خط مستقیمبی آن که مداد را از روی کاغذ بردارید به هم وصل کنید ، تنها در صورتی می توانید این کار را انجام دهید که شروع کارتان ارازبیرون این نقطه قراردهید . ( شکستن قالب ذهنی ) امتحان کنید.

علاوه بر موارد فوق توصیه های زیر می تواند در بروز و رشد خلاقیت موثر باشد .

-         آینده خود را پیش بینی کنید .

-         اعتماد به نفس خود را بالا ببرید .

-         به بازی ها اهمیت بدهید .

-         محیط مناسب برای خلاقیت ایجاد کنید.

-         به آنچه در اطرافتان می گذرد به دقت توجه کنید.

 موانع خلاقیت

موانع معمولا در زمانی ملموس می شوند که قدت نیروهای پیش برنده نسبت به نیروهای بازدارنده کاهش یابد. در زمینه ظهور خلاقیت موانعی وجود دارد . موانع خلاقیت به طور کلی به دو دسته فردی و محیطی تقسیم می شود:

الف – موانع فردی خلاقیت

موانع فردی آن دسته عواملی هستند که ناشی از ویژگیهای شخصیتی فرد می باشد که در حقیقت موانع اصلی خلاقیت نیز محسوب می شود و عبارتست از :

نداشتن اعتماد به نفس ، ترس از انتقاد و شکست پذیری ، تمایل به همرنگی و همگونی ، عدم تمرکز ذهنی ، عدم تمایل به ارتباطات اجتماعی ، عدم انعطاف پذیری ، عادت زدگی ، منفی نگری به خود و جامعه می باشد.

ب- موانعی محیطی

موانع محیطی عبارتند از :

1-    موانع اجتماعی

2-    موانع سازمانی

3-    موانع اقتصادی

4-    موانع فرهنگی

5-    موانع تاریخی

6-    موانع کلان ساختاری

نظریه تورنس

یکی از دانشمندانی که درباره خلاقیت نظریه پردازی کرده و پژوهشهای زیادی انجام داده پاول تورنس است . تورنس به دودلیل از شهرتی بین المللی  در این زمینه برخوردار است یکی به دلیل نظریه خلاقیت و کیفیت آموزش آن و دوم به دلیل ابداع آزمون ها ی تفکر خلاق مینه سوتا .

تورنس در جدید ترین اظهار نظرش در مجله بازنگری روانشناسی پرورشی سه تعریف برای خلاقیت به دست  داده است . یک تعریف پژوهشی ، یک تعریف هنری و یک تعریف وابسته به بقا در تعریف پژوهشی او تفکر خلاق یا آفریننده عبارت است از فرایند حس کردن مشکلات ، مسائل ، شکاف در اطلاعات ، عناصر گم شده ، چیزهای ناجور ، حدس زدن و فرضیه سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها ، تجدید نظر کردند و دوباره آزمودن آن ها و بالاخره انقتال نتایج .

تورنس در تعریف هنری خود از خلاقیت یا آفرینندگی به موارد زیر اشاره کرده است .

آفرینندگی مانند خواستن دانستن است .

آفرینندگی مانند عمیق تر حفرکردن است .

آفرینندگی مانند دوباره نگاه کردن است .

آفرینندگی مانند گوش دادن به بوها است .

آفرینندگی مانند گوش دادن به یک گربه است .

آفرینندگی مانند خط زدن خطاهاست .

آفرینندگی مانند رفتن به آبهای عمیق است .

آفرینندگی مانند داشتن یک توپ است .

آفرینندگی مانند دست دادن با فرد است .

تورنس در تعریف وابسته به بقا از آفرینندگی قدرت کنار آمدن فرد با موقعیت های دشوار را ذکر کرده است.

 سازمان یادگیرنده و خلاقیت

در عصر تغییرات فزاینده ، مفهوم سازمان ها با آنچه در گذشته یعنی دورانی که روابط ساده تری بر سازمان ها حاکم بوده تفاوت بسیاری پیدا کرده است در چنین عصری سازمان های یاد گیرنده به عنوان

موفق ترین سازمان ها  که قابلیت مواجهه با ویژگیهای این دوران را  دارند مطرح شده اند بررسی رویداد یاد گیری جدید نیست اصطلاح یاد گیری سازمانی و سازمانهای یاد گیرنده پدیده جدید تری است یعنی در طی زمان با پرداختن به فعالیت های امور کارکنان به عنوان « منابع انسانی » درسازمان ها تاکید جداگانه ای روی یادگیری و آموزش آغاز شده است .

 یادگیری سازمانی یکی از مهمترین مباحث مطرح در تئوریهای مدیریت طی دهه گذشته است دراین زمان بیشتر یادگیریهای فردی مورد تاکید بود دردهه های پایانی قرن بیستم در اثر پویایی های محیط و مهمتر از آن توسعه دانش مدیریت این حقیقت را دربرابر سازمان ها آشکار کرد که یاد گیری فردی روش استاد شاگردی از ماهیتی انفعالی برخوردار است .

با توسعه الگوهای مدیریت مشارکتی و کارگروهی و نیز شناخت پویایی ها ی گروهی اهمیت یادگیری جمعی و تعامل مستمر فراگیران در گروه مورد تاکید قرار گرفت . تاکید بر تشکیل گروه های کاری در سازمان و تلاش سازمان های پیشرو کم کم آثار و نشانه های چشمگیر یاد گیری گروهی و سپس یاد گیری سازمانی را آشکار ساخت .

سازمان یاد گیرنده نسبت به یادگیری سازمانی مفهومی گسترده تر و تکامل یافته تر دارد . اولی یک فراگرد و دومی یک ساختار است . سازمان یاد گیرنده سازمانی است که یادگیری را تجربه و عمل می کند برعکس یادگیری سازمانی یک رفتار سازمانی شاخص است که در سازمان یادگیرنده عملا بروز می کند .

از پایه گذران و پیشگامان بحث سازمان یادگیرنده دونالد شون و گریس آرجریس هستند که در دهه پنجاه میلادی به طرح این موضوع پرداختند . در دهه نود محقق و صاحب نظر دیگری به نام پیترسنگه به پیروزی از شونو آرجریس برای روشن و کاربردی نمودن بیشتراین موضوع تلاش کرد و عملا در مورد سازمان یادگیرنده اصول تازه ای را ارائه داد .

پیتر سنگه در کتاب پرآوازه ضابطه پنجم سازمان یاد گیرنده را بعنوان سازمانی تعریف می کند که در آن کارکنان به طور مستمر قابلیت خود را برای ایجاد نتایجی که به راستی طالب آنانند گسترش می دهند . سازمانی که درآن الگوهای تازه و گرانبهای تفکر را ارائه می شوند . جایی که خواست های جمعی فرصت بروز پیدا می کند و کارکنان بطور مداوم می آموزند که چگونه یاد بگیرند .

گفتن اینکه سازمانی یاد می گیرد گویای سازمانی است که محیط را آماده می سازد تا به آفریدن دانش نوین امکان دهد، دانش نوین توسعه داده شده را در تولید کالا و خدمت جدید بهکار می گیرد و تمامی تجربه ای را که از اینجا بدست می آورد فرصتی برای یاد گیری شمار می آورد و آفریدن دانش زا را تشویق می کند. در دهه های اخیر برخی از صاحب نظران اعلام نمودند که دیگر یاد گیردنده بودن سازمان ها برای بقا کافی نیست بلکه سازمان های موفق عصر ما سازمان های یاد دهنده هستند . سازمان یاد دهنده دراهداف با سازمان های یادگیرنده مشابه اند اما مزیت سازمان های یاد دهنده در آن است که سازمان های مذکور باید

دانش و آموخته های خود را انتقال دهند و جریان سیال و زاینده ای از آگاهی را در سازمان خود و محیط شان ایجاد کنند . 

 نو زکجا می رسد کهنه کجا می رود              گرنه ورای نظر عالم بی منتهاست

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

مفهوم کارآفرینی

کارآفرین کیست؟

واژه کارآفرین یا Entreprenrur واژه فرانسوی است و ترجمه تحت لفظی آن واسطه یا دلال است . واژه نامه  « وبستر» کارآفرین را کسی می داند که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل نماید.

کارآفرین ، فردی است نو آور یا توسعه گر است که فرصتها را تشخیص می دهد و آن فرصت ها را به ایده های عملی و قابل فروش تبدیل می کند . او اندیشمندی مستقل است که جرات می کند در محیطی از رویدادهای متداول متفاوت باشد .

« هر وقت کسی گمان کرد احتیاج به تلاش ندارد باید آرامگاه خود را آماده کند .»

اصطلاح کارآفرین در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار « ژوزف شومپیتر» به کاربرد . این اقتصاد  دان که اورا پدر علم کارآفرینی می نامند ، کارآفرینی را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته و معتقد است ، کارآفرین یک مدیر صاحب فکر و ابتکار است که همرا ه با خلاقیت ، ریسک پذیری ، هوش ، اندیشه و وسعت دید ، فرصت های طلایی می آفریند . او قادر است با نوآوریها تحول ایجاد کند و یک شرکت زیان ده را به سوددهی برساند .

 انواع کارآفرینی :

1-     کارآفرینی فردی ( مستقل)

2-     کارآفرینی سازمانی 

اهمیت و نقش کارآفرینی

توسعه ، همیشه مطابق روندهای طبیعی اتفاق نمی افتد یک کشور ممکن است منابع خوبی داشته باشد اما از آنها استفاده درستی نشده یا حتی بلا استفاده مانده باشد . استفاده مناسب از منابع تولید ، کالای اقتصادی ورشد و توسعه از طریق فعالیت های کارآفرینانه امکان پذیر است . این امر میسر نیست مگر با وجود کارآفرینانی که توانایی سازماندهی عوامل تولید و ایجاد فعالیت کارآفرینی را داشته باشند .

 وجود کارآفرینان و فرآیند کارآفرینی به طور کلی برای هر جامعه دارای سه نوع منفعت

می باشد که عبارتند از :

1-     رشد اقتصادی

2-     افزایش بهره وری

3-     خلق و تکنولوژی ها ، محصولات و خدمات جدید.

نتیجه دیگری که انجمن کارآفرینی در مطالعات خود به آن دست یافت ، مربوط به نقش کارآفرینان در خلق تکنولوژیها ، محصولات و خدمات جدید است . بسیاری از افرادی که با خلاقیت ، محصولات ، خدمات و تکنولوژی جدید را خلق می کنند ، کسانی هستند که از شرکت های بزرگ اخراج شده و پس از آن با نوآوری به یک کارآفرین تبدیل شده اند.

 « زندگی کارآفرینانه مثل رانندگی با سرعت بالا در جاده یخبندان است ، زندگی که هرکس پا در آن بگذارد سنگهای زیادی به طرفش پرتاب می شود سنگهایی از طرف اقوام ، مردم کوچه و بازار ، همکاران ، زیر دستان ، بالا دستان ، دوستان و ... از طرف همه کسانی که کلیشه ای فکر می کنند  ،

اما اگر کسی با این سبک زندگی آشنا شده باشد و آن را پذیرفته باشد به مرور یاد می گیرد که چطور با این سنگها خانه بسازد ، خانه ای که وقتی ستون های آن زده شد همه مخالفین برای نوشتن نام خود بر سر در آن به صف می شوند .»

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

تهیه کننده : زهرا ندافی مقدم

 « مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست آورید

وگرنه ناچار می شوید چیزهایی را که بدست می آورید دوست داشته باشید.»

                                        
با پیشرفت روز افزون دانش و فناوری وجریان گسترده اطلاعات ، امروزه‌جامعه‌ما نیازمند آموزش‌مهارتهایی‌است‌که با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود. . هدف‌باید پرورش‌انسانهایی‌باشد که‌بتوانند با مغزی‌خلاق‌با مشکلات‌روبرو شده‌و به‌حل‌آنها بپردازند. به‌گونه ای‌که‌انسانها بتوانند به خوبی‌با یکدیگر ارتباط‌برقرار کرده‌و با بهره‌گیری‌از دانش جمعی‌و تولید افکار نو مشکلات‌را از میان‌بردارند. امروزه‌مردم‌ما نیازمند آموزش‌‌خلاقیت هستندکه با خلق‌افکار نو به‌سوی‌یک‌جامعه‌سعادتمند قدم‌بردارند.

رشد فزاینده‌ اطلاعات‌، سبب‌شده‌است‌که‌هر انسانی‌از تجربه‌و علم‌و دانشی‌برخوردار باشد که‌ دیگری ‌فرصت‌ کسب‌آنها را نداشته‌باشد، لذا به‌ جریان‌ انداختن ‌اطلاعات‌ حاوی‌ علم‌ و دانش‌ و تجربه ‌در بین‌انسانها یکی‌از رموز موفقیت‌ در دنیای‌ امروز است‌. هیچ‌کس‌قادر نیست‌ به‌ میزان ‌اطلاعات ‌واقعی‌هر کس‌که‌ در گوشه‌ ذهن‌او نهفته ‌است ‌پی‌ببرد. این‌ اطلاعات ‌زمانی‌به‌ حرکت‌ درمی‌آید که‌ انگیزه‌ای ‌قوی‌‌سبب رها شدن آن به‌بیرون ‌ذهن می شود. در این‌مرحله‌ انسانها به ‌سرنوشت‌یکدیگر حساسند و در جهت‌ رشد یکدیگر می‌کوشند و در نهایت‌ سبب‌ می‌شود جریانی ‌از علم‌ و دانش‌و تجربیات‌ میان‌ آنها جاری ‌شود که‌ همین‌ امر زمینه‌ساز نوآوری‌ و خلاقیت‌ خواهد بود.

یکی‌از عوامل‌مؤثر در بروز خلاقیت‌در یک‌جامعه‌،زمینه‌سازی‌و بسترسازی‌در بین ‌انسانها جهت‌ ایجاد فرهنگی‌است‌که‌ در آن‌ همگان‌ در تلاش‌برای‌رشد دادن ‌دیگری‌ هستند و با تاثیر بر روی یکدیگر به پیشرفت جامعه کمک می کنند.یکی از شرایط‌ لازم‌برای‌پدیدار شدن‌افکار نو،وجود آرامش ‌برای ‌مغز است‌. به‌ همین ‌خاطر لازم‌ است‌ انسانها بکوشند در جامعه‌ شرایطی‌ پدید آید که ‌در بستر آن‌ مغز بیندیشد و تکامل یابد و سبب‌ساز افکار نو شده‌ و شرایط ‌برای‌ سازندگی‌ در جامعه‌ مهیا شود. با افزایش‌ سپرده‌گذاریهای‌ اخلاقی ‌می‌توان ‌شرایط را برای‌ شکل‌گیری‌ یک‌محیط‌آرامبخش‌ در جامعه ‌فراهم‌کرد، کاهش‌ سپرده‌گذاریهای اخلاقی‌ در جامعه‌ سبب‌می‌شود که‌ زمینه ‌برای‌ گسسته‌ شدن‌ روابط‌ اجتماعی‌گسترش‌یابد و با سست‌شدن ‌پیوندهای ‌اجتماعی‌، شرایط ‌لازم ‌برای ‌بروز خلاقیت‌ در جامعه‌ سخت‌تر می‌شود. زیرا فرصتی ‌برای‌تفکر کردن ‌وجود نخواهد داشت‌.

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:٢۳ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

چرا باهوش ترین شاگردان کلاس، ثروتمندترین نمی شوند؟

تحقیقات جدید درباره فعالیت مغز انسان ،نشان می دهدکه بهره احساسات و هیجانات انسان (Emotional Quotient) نسبت به بهره هوشی (Intelligent Quotient) معیار واقعی تری برای سنجش موفقیت انسان است.به عبارت دیگر هوش احساسی یا EQ ،تعیین کننده کامیابی‌انسان در زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی است نه بهره هوشی یا IQ .

 EQ چیست ؟فرد باهوش کیست؟!

 چرا بعضی مردم از موهبت خوب زندگی کردن برخوردارند؟

چرا باهوش ترین شاگردان کلاس، ثروتمندترین نمی شوند؟

چرا ما از بعضی افراد در همان نگاه اول خوشمان می آید و از بعضی دیگر خوشمان نمی آید؟

در بررسی ها روشن شده است که عوامل کامیابی افراد برجسته ناشی از احساسات مثبت (EQ+) است که آنان در خود ایجاد می کنند و برعکس، افراد ناموفق کسانی هستند که احساسات منفی (EQ-) را در خود پرورش می دهند . این عوامل احساسی مثبت عبارتند از احساس عزت نفس، خویشتن پذیری،‌ مسؤولیت پذیری، آرمان داری، برنامه ریزی ذهن، مثبت اندیش‍ی،‌ رویا پردازی، الهام گرفتن، تغییر پذیری، خوشرویی،‌ ماجراجویی، بردباری و ... و از جمله احساسات منفی می توان از بدبینی، ترس از شکست، اضطراب، احساس ناتوانی، فرار از پذیرش مسؤولیت،‌ احساس عدم امنیت و ... نام برد.

"کنت بلانچارد" در کتاب "سیری در کمال فردی" می نویسد: «من به هنگام سخنرانی،‌ تنها به ذهن و اندیشه خود متوسل نمی شوم، بلکه بسیاری از اوقات از قلبم کمک می گیرم. اگر برای اداره زندگی فقط به ذهن خود متکی شوم، پس از مدتی از پای در می آیم. از این رو تصور می کنم که بهترین شیوه آن است که از قلب خود آغاز کنم، به این امید که اندیشه ام به کمک احساسم بشتابد و کار را به پایان ببرد».

"فکر" و "احساس" عوامل دوگانه در تصمیم گیری هستند که در واقع، احساس، نیروی محرک و برانگیزاننده فکر است. هر فکری را که می خواهیم جامه عمل بپوشانیم،می بایست به وسیله احساس یا تمنایی مانند عشق یا هیجان،‌ برانگیخته و فعال کنیم که به آن هوش احساسی یا استعداد عاطفی (EQ) می گوئیم.

اصطلاح هوش احساسی را در سال 1990 "پیتر سالوی" و "جان مایر" برای بیان کیفیت درک افراد، همدردی با احساس دیگران و درک رابطه هیجانات افراد با بهبود زندگی به کار بردند.

آیا تابه حال احساس کرده ایدکه نمی توانید با احساستان ارتباط برقرار کنید؟ آیا آرزو می کردید که احساسات دیگران را بهتر درک می کردید؟ تمرینات زیر راانجام دهید تا هوش هیجانی خود را بهبود بخشیده و یک اینشتین در عواطف شوید :

یک لیست احساسات  تهیه کنید

در طول یک روز عادی ، شما احتمالا یک دوجین احساسات مختلف را تجربه می کنید و این احساسات روی عملکرد شما تاثیر می گذارد . این آسان است که بدون بررسی دلیل کارهایی که می کنید زندگی کنید ، اما فقط یک روز سعی کنید تا احساساتتان را پیگیری کنید . وقتی که متوجه شدید درحال انجام کاری به شکل اتوماتیک هستید ، یک لحظه صبر کنید و افکارتان و چیزی که احساس می کنید را تجزیه و تحلیل کنید و در دفترچه ای بنویسید. با توسعه توانایی خود در شناسایی انگیزه عاطفی پشت اعمالتان ، شما درک بهتری از خودتان و روش احساسی خود خواهید داشت .

خودتان را بیان کنید

آگاهی از چیزی که احساس می کنید یک چیز است و توانایی شرح احساساتتان به دیگران یک چیز دیگر ! اینکه بتوانید احساستان را به دقت شناسایی کنید به همان اندازه مهم است که قادر به انتقال آن به دیگران به شیوه درست باشید . و بهترین راه برای بهتر شدن در بیان احساسات انجام آن است ! دفعه بعدی که احساس ترس ، غم ، هیجان و یا هزاران احساس دیگر کردید، به دوست و یا آشنایی که هوش هیجانی بالایی دارد زنگ بزنید ودرباره وضعیتی که تجربه آن ،ریشه اصلی احساسات شماست ،صحبت کنید .از آنها بخواهید بگویند که فکرمی کنند شما چه احساسی دارید و ببینید که آیا گفته های آنها با آنچه شما حس می کنید یکیست ؟ اگر با هم درتضاد بودید ،در مورد راههای انتقال حالت عاطفی خود به شکل واضح بحث کنید .

یادبگیرید تا احساسات منفی خود را مدیریت کنید

استرس ، افسردگی ، و اضطراب تنها تعداد کمی از احساسات منفی هستند که شما ممکن است در طول یک روز یا هفته تجربه کنید . هوش هیجانی، بیشتر نیازمند توانایی مدیریت احساسات منفی است . پس از اینکه آموختید احساسات خود را شناسایی کنید ، باید برای کاهش احساسات منفی تلاش کنید . راهکار های متفاوتی برای انسان های مختلف موثر است ، ممکن است دریابید که تهیه یک لیست ( چه ذهنی ویا نوشته شده) ازراه حل های موثر، زمانی که احساسات شما منفیست، به شما کمک می کند . وقتی که در حال تجربه احساسات مضر و مخرب هستید ، به لیستتان مراجعه کرده و برای مقابله با آنها از یکی از استراتزی های شخصی خود استفاده کنید .

از گوش دادن ، درس بگیرید

یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید : "خدا به ما دو گوش و یک دهان داده فقط به یک دلیل:دوبرابر مقداری که حرف می زنید گوش کنید ". در میان دستوراتی که برای بهبود هوش هیجانی وجوددارد ، گوش دادن یکی از عناصر کلیدی است . دفعه بعدی که یک دوست با مشکلی به سراغ شما می آید ، به صورت آگاهانه تلاش کنید تا واقعا به آنچه که می گوید گوش دهید . به او اجازه دهید تا به طور کامل خودش را بیان کند ، قبل از اینکه با عقایدتان وسط حرفش بپرید . به دقت گوش کردن قبل از صحبت کردن ، به شما امکان درک احساسات اورا به دقیق ترین شیوه ممکن می دهد ، البته قبل از اینکه نصایح شما رنگ تمایلاتتان را بگیرد .

مطالعه نشانه های غیرکلامی هیجانی

بعضی اوقات ، مردم بدون گفتن حتی یک کلمه، احساسشان را نشان می دهند . در درک و تشخیص احساسات دیگران، مهم است که به دقت نشانه های غیر کلامی آنها را ارزیابی کنید. برای تمرین این موضوع، سعی کنید بخشی از فیلم یا برنامه تلویزیونی را بدون صدا تماشا کنید . ببینید آیا می توانید بگویید بازیگران چه احساسی را با حالات چهره و زبان بدن خود به تصویر می کشند.

آیینه شدن شخصیتی را امتحان کنید

بازتاب شخصیت یا آیینه شدن یک راه خوب است، با دیدن احساساتی که دیگران به نمایش می گذارند و بازگرداندن همان احساسات به آنها از طریق اعمالتان، می توانید هوش هیجانی خود را افزایش دهید . اگر شما می توانید به طور موثر آیینه شخصیت دیگران باشید ، در شرایط مناسب ، این تکنیک می تواند به شما برای افزایش تفاهم با مخاطبان کاری و یاساختن یک رابطه محکم با دوستان معمولی کمک کند .

در حالی که کاوش در احساسات خود شما و دیگران می تواند تهدید آمیز، دشوار ، و گاهی اوقات مداخله گرانه باشد ، همچنین می تواند نتایج خوبی برای شما به همراه داشته باشد .اگر شما منتظرزمانی خاص برای افزایش هوش هیجانی خود هستید ، باید بگویم که هیچ گاه فرا نمی رسد ، همین حالا زمان مناسب برای اینکار است ، پس زمان را از دست ندهید واز همین حالا شروع کنید :

در حال حاضر در این لحظه چه احساسی دارید ؟ و چرا ؟

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

چطوربه گفتار های منفی با خود خاتمه دهیم؟

  آیا می دانید چه چیزی زندگی را سخت می کند؟ در واقع این خود ما و مغزبزرگ و پیچیده ماست که انگار به دنبال بدبختی ست، گفتارهای منفی را تکرار می کند، ترس واهی ایجاد می کند، و کلأ زندگیمان را در تمامی موقعیت ها دشوار میکند.

 آیا می دانید چه چیزی زندگی را سخت میکند؟

جواب ساده است: خود ما!

این خود ما و مغزبزرگ و پیچیده ماست که انگار به دنبال بدبختی ست، گفتارهای منفی را تکرار می کند، ترس واهی ایجاد می کند، و کلأ زندگیمان را در تمامی موقعیت ها دشوار میکند.

هر کشمکشی که روزانه تجربه می کنیم، هر ایراد ،هر نارضایتی و هر مشکلی می تواند یک دلیل اساسی داشته باشد: ذهن ما و داستان هایی که می بافد!از آنجا که وظیفه مغز ایمن نگه داشتن ماست، به طور مداوم با احتیاط عمل میکند. وظیفه مغزتضمین بقای ماست،نه تضمین یک تجربه لذت بخش از زنده بودن!

حتی وقتی همه چیز خوب پیش می رود صدایی در درون ما میگوید : "مراقب باش! اتفاق در حال وقوع است." اینجاست که وحشت ایجاد می شود و ما نگرانی آزار دهنده ای از احتمال از دست دادن همه چیزهای خوبی که داریم را تجربه می کنیم.مغز ما شرطی شده که داستان های جالبی که البته مجاب کننده هم هستند، به ما بگوید تا بر ما تاثیر بگذارد که از روی ترس و نگرانی نا معقولی عمل کنیم.این واقعا زجر آور است.

قبل از اینکه این موضوع را بدانید ، شروع به باور این داستان ها کرده و گمان می کنید که درست هستند و به شکل یک اعتقاد در ذهنتان ثبت می شوند ،حتی اگر درست نباشد. ما به سفر زندگی خود ادامه می دهیم و بر اساس همان باور اشتباه عمل می کنیم.مسئله اساسی این است که این عذاب را خاتمه دهیم.

بعضی اوقات ما بسیار عذاب می کشیم. گاهی برای یک مدت طولانی آن را تحمل می کنیم. ما عذاب می کشیم به این خاطر که درک نمی کنیم که مشکل خود ما هستیم و راه حل هم پیش خود ماست!

داستان من ازخود گویه های منفی

حدود یک سال قبل این عقیده تکراری و باورعمیق را با خود داشتم که "من یک مادر بد هستم."مانند بسیاری از اندیشه های خودزنانه ما ، این یکی هم آهسته در گوش ما زمزمه می کند و بی سر وصدا زهرش را می پاشد. ما متوجه حضورش می شویم اما چون تشخیص دادن آن از واقعیت مشکل است، اجازه می دهیم که باقی بماند. چون ذهن ما با صدای خودمان با ما حرف می زند، به نظر می رسد که واقعی و درست است.

در هر صورت، در این مورد،من یقین داشتم و داستانش را باور کرده بودم. کاملأ احسا س میکردم یک مادر بی لیاقت هستم، هرکاری میکردم تا سرم شلوغ باشد و از پسر کوچکم دور بمانم. واقعأ غم انگیز بود. این راز را در اعماق ذهنم مخفی نگاه میداشتم ( حالا شما هم میدانید)

از بیرون آدمها می دیدند که من روی کارم تمرکز کرده ام_خوب خیلی از بچه های دیگرهم به کودکستان می رفتند. و از درون، قلبم غصه دار بود. حقیقت این بود که من خودم را در کارم غرق کرده بودم چون فکرمی کردم از پسش برنمی آیم. ترسیده بودم!هرچه بیشتر دوری میکردم، بیشتر روی کارم متمرکز میشدم، حالم بدتر میشد و کارهایم بیشتر ثابت میکردند که "من مادر بدی هستم".داشتم به معنای واقعی خودم را عذاب میدادم.میبینید چگونه خودم را نابود می کردم؟ در نبردهای درونی ذهن هیچکس برنده نیست.

رسیدن به این خودآگاهی که این افکار جزئی دلیل این بودند که فرزندم را به کودکستان بسپرم ویا خودم را موظف کنم روی کارم تمرکز کنم، مانند این بود که ناگهان از یک خواب بد بپرم.وقتی به پسرکوچک دلبندم (که حالا تقریبأ دو ساله است) نگاه می کنم، که به زندگی ام شادی و گرمابخشیده است، موجی از احساسات مرا در بر می گیرد،آمیخته ای از احساس گناه به خاطر از دست دادن یک سال از زندگی پسرم و احساس قدردانی عمیق به خاطرآموختن این درس ارزشمند.من پیشانی ام را روی پیشانی نرم و کوچکش میگذارم ، چشم های قهوه ای روشنش عمیقأ به روحم نفوذ می کند و من آرام زمزمه می کنم :" پسرم دوستت دارم. از حالا به بعد قول می دهم از هر لحظه ی با تو بودن لذت ببرم. مامان حالا تورا می فهمد."

اینطور شد که تصمیم گرفتم دوباره کنار پسرم بمانم. تصمیم گرفتم برنامه کاریم را طوری تنظیم کنم که دوباره بتوانم یک مادر تمام وقت باشم. بدون هیچ غمی، هیچ دروغی و بدون هیچ سوء استفاده ای ( از خودم).من شانس تازه ای در این وظیفه مهم یافتم، البته این بار بدون توهمات و بدون احساس گناه. می خواهم همیشه باشم با همه سختی هایش.

حتی قبل از اینکه یک مادر باشم همیشه حسی دلسرد کننده درونم جریان داشت که اغلب باورش می کردم.و این باور در قالب یک گفتار منفی راجع به خودم موجب درد عمیقی می شد و انرژی حیاتی ام را می گرفت. احساس می کردم که دیگر بریده ام و نمی توانم شاد باشم.

فکر می کنم آخرین چیز قبل ازاین باور که "من مادر بدی هستم" این اندیشه محدودکننده در ذهنم بود که"من دوست داشتنی نیستم".حتی همین چند هفته پیش که درکنفرانسی در نیویورک در برابر آدم های غریبه ایستاده بودم احساس تنهایی می کردم واین فکر در ذهنم بود که " من یک بازنده هستم . هیچ کس مرا دوست ندارد."

بی معنی ست، حتی احمقانه هم به نظر میرسد که بی پرده راجبش حرف بزنیم. اما من اصولأ عقیده دارم که چنین افکاری همه ما را تا حدودی تسخیر می کند. چه از این افکار آگاه باشیم چه نباشیم روی ما تأثیرمی گذارند، و به ما آسیب می رسانند.با همه اینها فکر نمیکنم این افکارهرگز ذهنمان را ترک کنند، که این خود تناقضی است! چرا که این مقاله در این مورد است که "چطوربه صحبت های منفی با خود خاتمه دهیم". اگر نمی توانیم کاملأ به منفی حرف زدن با خود پایان دهیم، می توانیم به واقعیت تازه ای برسیم که حرفهای منفی را باور نکنیم.

می توانیم آگاهی را تمرین کنیم تا تشخیص دهیم این افکار چه زمانی اتفاق می افتند وانتخاب کنیم که به ضرر خودمان کاری نکنیم.می توانیم بگوییم "ممنونم که با من در میان می گذاری" یا "تمامش کن" یا خیلی ساده تشخیص دهیم که مغز ما مثل یک میمون مست و دیوانه است که حرفهای احمقانه میزند و لازم نیست آنها را جدی بگیریم.

شما چطور؟

چه افکار دلسرد کننده ای مدام در ذهن شما تکرار می شوند؟ چه گفتارهای خودآزارانه ومحدود کننده ای وجود دارد که مغز شما سعی در اثبات درستی آنها دارد (یا اثبات کرده است)؟یک لحظه دست از خواندن بکشید و فکرکنید. این اواخر(یا همین حالا) برای چه نگران و دلواپس و مضطرب شده اید؟ چه افکاری در سر شما تکرار می شوند؟

فهرستی تهیه کنید.به آن توجه کنید.آنگاه نور آگاهی را بر آن بتابانید. وقتی رو به نور می ایستیم سایه ها پشت سر ما می افتند.

 در زیر برخی ازاین افکار رایج آمده است:

•  من آنطور که باید خوب نیستم.

•  من زشتم.

• من زیادی چاق/دراز/کوتاه/جوان/پیر هستم.

• .من احمقم.

• او هرگز دوستم نخواهد داشت.

• من دوست داشتنی نیستم.

• من پدر یا مادر بدی هستم.

• من آدم خیلی بدی هستم.

• یک جای کارم اشتباه است.

• من هیچوقت به اندازه کافی وقت ندارم.

• من لیاقت..... را ندارم.

• من نمیتوانم.

همه اینها (و بیشتر) توهماتی ساخته ذهنمان هستند که به طور قابل توجهی توانایی لذت بردن از زندگی را محدود می کنند. وقتی دراین توهمات غرق می شویم، گنجینه های نهفته در لحظه حال را از دست می دهیم.گذشته از اینها، لحظه حال، همه چیزیست که داریم. یک بار که از دستش بدهیم، برای همیشه رفته است.

پس لحظه حال را دریاب.

توهم را کنار بگذار.در لحظه باش.

نوشته : تینا سو

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:۱۸ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

نقش هوش هیجانی در مراودات و مذاکرات دیپلماتیک

    متن حاضر، گزارشی از سخنرانی جناب آقای دکتر حسین اعرابی که در دوره ای با همین عنوان در تاریخ 12 بهمن 1384 در مرکز آموزش های علمی  کاربردی ارائه نمودند.

 1) برای وارد شدن به موضوع بحث، ابتدا چند سؤال را مطرح می‌کنیم:

    - چرا بعضی از افراد از بعضی دیگر در زندگی موفق‌ترند؟

    - چرا بسیاری از شاگرد اول‌ها و افراد تیزهوش، در اجتماع آن‌گونه که باید و انتظار می‌رود موفق نیستند؟

    - اصولاً موفقیت در کار و زندگی در شرایط متعارف به چه عواملی بستگی دارد؟

    تجربه نشان داده است که بسیاری از هموطنانمان در مقابل این پرسش‌ها به عواملی مانند شانس، پارتی و پرروئی و غیره اشاره می‌کنند ولی موکول کردن موفقیت به شانس، پارتی، پرروئی، قضیه را چندان حل نمی‌کند، چون موفقیت یک موقعیت و یک هدف ثابت نیست که با رسیدن به آن کار را تمام شده بدانیم، بلکه حفظ و تداوم موفقیت بدست آمده حتی با عوامل ذکر شده، باز هم نیاز به توانایی‌هایی دارد که عوامل مزبور نمی‌تواند برای همیشه نگهبان و نگاه‌دارنده آن موقعیت باشد، پس نقطه گم شده ما در کجاست؟

    2)  اگرچه این سؤال‌ها همواره برای بشر مطرح بوده است، ولی از عمر پاسخ علمی و منطقی به آن و ورود این موضوع به مباحث روانشناسی مدت زمان درازی نمی‌گذرد، کشفی که نه تنها راز موفقیت در کار و زندگی را گشوده است، بلکه به بزرگ‌ترین معضل جوامع امروزین یعنی پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نیز پاسخ درخور داده است. این پاسخ و کشف راه‌گشا چیزی جز شناخت هوش هیجانی یا  Emotional Quotient که بهتر است در زبان فارسی آن را هوش عاطفی و یا هوش اجتماعی بنامیم نیست.

    3)  چرا هوش هیجانی در موفقیت انسان و حسن رابطه او با دیگران نقش اساسی دارد؟ روانشناسی جدید معتقد است آنچه از نیک و بد به انسان‌ها می‌رسد یا نتیجه رفتار خود آن هاست یا حاصل رفتار دیگران با آن ها، یا در اثر رخدادهایی و اتفاقاتی است که رفتار خود فرد یا دیگران در آن نقش داشته است. بنابراین برای موفقیت در کار و زندگی باید بتوانیم رفتار خودمان را بسنجیم و آن را تحت کنترل درآوریم و بر رفتار دیگران نیز تأثیر مثبت بگذاریم. رمز رسیدن به چنین هدفی در روابط انسانی داشتن مهارت تعامل با دیگران است و نه تقابل با آن ها. راز بزرگ موفقیت در روابط انسانی ایجاد ارتباط، حفظ ارتباط بهره‌برداری مثبت از ارتباطات انسانی است، بنابراین باید رفتار و تفاوت تعامل و تقابل در رفتار را بشناسیم.

    4)  رفتار چیست و تحت تأثیر چه عواملی شکل می‌گیرد؟ رفتار غالب و نهادینه شده افراد تحت تأثیر عوامل ارثی و ژنتیک، عوامل تربیتی در خانواده و عوامل آموزشی و محیطی شکل می‌گیرد، که ایجاد تغییر در آن ها اگرچه دشوار است، ولی انسان، بر خلاف سایر موجودات زنده، از یک توانایی استثنایی یعنی اراده و میل به تغییر و حرکت به سوی کمال برخوردار است و به همین دلیل از غارنشینی به آسمان‌خراش‌نشینی رسیده است، و میل به کشف و شناخت ناشناخته‌ها در او هر روز افزون می‌شود. بنابراین او برای رسیدن به احساس خوشبختی که موفقیت در کار و زندگی، یکی از وجوه آن است نیاز به مهارتی دارد که سکان زندگیش را به دست خود او بسپارد نه به قضا و اتفاق و شانس و اقبال. این نیاز باعث کنکاش دانشمندان در زندگی افراد موفق شد و تحقیقات جدا از هم به نقطه واحدی رسیدند که همان شناخت هوش هیجانی و عاطفی است. به طوری که ثابت شده هوش هیجانی تا 80%‌ در موفقیت افراد تأثیر دارد.

    5)  تعامل و تقابل در روابط انسانی- تعامل یعنی روابط و رفتار متقابل توأم با درک یکدیگر به منظور رسیدن به تفاهم و اشتراک نظر و تقابل یعنی روابط رفتار متقابل توأم با ستیزه‌جویی و سعی در غلبه بر طرف مقابل با خنثی‌سازی و نفی گفته‌ها و عملکردهای او. طبیعی است آنچه انسان را به حسن رابطه انسانی می‌رساند تعامل است و نه تقابل.

    6)  ویژگی‌های شخصیتی تأثیرگذار بر رفتار انسان: می‌دانیم آنچه که بر رفتار ارادی انسان‌ها تأثیر می‌گذارد و سرنوشت آن ها را در کار و زندگی شکل می‌دهد عبارتند از: هوش، استعداد، دانش، مهارت، عقل و عاطفه. از این پنج ویژگی شخصیت انسان، به کارگیری چهار عامل اول یعنی هوش، استعداد، دانش و مهارت می‌تواند در جهت مثبت یا منفی صورت گیرد و رفتار و روابط خوب یا بد را شکل دهد، اما اگر عامل پنجم یعنی عقل و عاطفه در کنار آن ها قرار گیرد، انسان می‌تواند به خودشکوفایی و تعالی و کمال دست یابد. در روان شناسی ترکیب و تقویت عقل و عاطفه، Emotional Quotient یا E.Q. (هوش هیجانی، عاطفی و اجتماعی) نامیده می‌شود. عاملی که بر خلاف هوش منطقی هوش منطقی استعداد (که ارثی و تقریباً ثابت هستند) اکتسابی است و می‌تواند به صورت یک طیف از مرحله منفی تا مثبت در طول زندگی انسانی یا حتی در طول روز و ماه سال، در نوسان باشد.

    7)  تعریف و تفاوت هوش منطقی I.Q.‌ و هوش هیجانی و عاطفی E.Q.: هوش منطقی یعنی قدرت ذهنی فرد برای یافتن سهل‌ترین و ساده‌ترین راه رسیدن به مقصود (خواه مثبت یا منفی) در حالیکه هوش هیجانی و عاطفی یعنی توانایی کنترل و هدایت رفتارهای هیجانی و عاطفی و بروز متعادل احساسات و هیجانات (غم، شادی، ترس و خشم) با توجه به زمان، مکان و مصلحت، در جهت ایجاد و حفظ روابط مطلوب انسانی. هوش هیجانی می‌تواند در انسان‌ها در فاصله‌ای عمیق از عشق و علاقه و ایثار و خیرخواهی تا نفرت و عناد و بدخواهی در نوسان باشد، و از آن ها فرشته‌سا یا دیو مانند بسازد.

آدمی زاده طرفه معجونی است                        از فرشته سرشته و زحیوان

گرد رود سوی این شود کم از این                    ور رود سوی آن شود به از آن

8) جدول زیر ویژگی‌های E.Q.+ (مثبت) در مقابل E.Q._ (منفی) را نشان می‌دهد.

احساسات و توانایی ایجاد ارتباط سازنده و مؤثر با دیگران و ابراز انرژی مثبت (عشق)

در مقابل

بروز احساسات و انرژی منفی (نفرت و عناد) و داشتن روحیه ستیز با دیگران و یا گریز از آن ها

احساس عزت نفس و پذیرش خود

در مقابل

احساس

مثبت‌اندیشی و خوش‌بینی

در مقابل

بدبینی و سوء ظن

مسؤولیت‌پذیری و خطر (ریسک) پذیری

در مقابل

میل به فرار از مسؤولیت، به علت ترس از شکست و ناکامی

برنامه‌ریزی و هدفمندی

در مقابل

بی‌نظمی و بی‌برنامگی

بردباری و تحمل و خویشتن‌داری

در مقابل

بی‌قراری ناشی از ترس و اضطراب

تغییرپذیری آگاهانه و عقلانی

در مقابل

تحجر و انجماد فکری

شادابی و گشادگی چهره و ملایمت

در مقابل

عبوس بودن و خشم و پرخاشگری

داشتن نشاط و شادمانی و امیدواری

در مقابل

افسردگی، یأس، دلمردگی و ناامیدی

پذیرش خطا و سعی در جبران آن

در مقابل

توجیه‌گری اشتباهات و خود را همیشه محق دانستن

     9) در ارزیابی ویژگی‌های مثبت و منفی هوش هیجانی باید به نکات زیر توجه داشت:

        - روحیاتی مثل برون‌گرایی، یا درون‌گرایی، می‌تواند در گرایش فرد به سوی هوش هیجانی مثبت یا منفی مؤثر باشد.

        - انسان نمی‌تواند از نظر هوش عاطفی به طور مطلق مثبت یا منفی باشد، بلکه همه انسانی‌ها ممکن است در بعضی ویژگی‌های هوش عاطفی مثبت و در بعضی دیگر منفی باشند و در اینجا مهم حرکت به سوی هوش هیجانی مثبت است.

        - انسان ممکن است در یک زمان با هوش هیجانی مثبت و در زمان دیگری در شرایط هوش هیجانی منفی قرار گیرد. ولی آنچه در ارزیابی شخصیت افراد مورد نظر قرار می‌گیرد، شخصیت غالب آن هاست. شخصیتی که فرد بیشتر با آن حالت، شناخته یا دیده می‌شود.

        - در دوره‌ةای مختلف زندگی با افزایش قدرت تعقل بر احساسات، افراد به سمت هوش هیجانی مثبت‌گرایش بیشتری پیدا می‌کنند، به همین دلیل سالمندی را کمال عمر می‌نامند.

        - اگرچه برای اندازه‌گیری هوش هیجانی تست‌های مختلفی طراحی شده ولی هیچ آزمونی نمی‌تواند جایگزین مشاهدات عینی و منصفانه افراد در رفتارهای خودشان و دیگران گردد و بهترین ارزیابی اینست که ببینیم رفتار ما مبتنی بر عشق و علاقه است یا نفرت و عناد.

    10) اگر در وجود و شخصیت یک فرد بین هوش منطقی و هوش هیجانی تعادل وجود نداشته باشد ترکیب متعادل یا متضاد این دو خصیصه چه آثار و نتایجی ببار می‌آورد، تجربه و مطالعات میدانی نشان می‌دهد:

        - افراد با هوش منطقی بالا و هوش هیجانی منفی عموماً افرادی فردگرا، خودخواه، کم‌تحمل، دارای مشکلات عاطفی و ارتباط هستند و برای رسیدن به مقصود به هر کاری دست می‌زنند و به اخلاقیات و قراردادهای اجتماعی توجهی ندارند. اکثراً بزهکاران حرفه‌ای (نه موقعیتی) در این گروه قرار می‌گیرند.

        - افراد با هوش منطقی‌ پایین و هوش هیجانی منفی عموماً افرادی کند، منزوی، فاقد قدرت ایجاد ارتباط مثبت با دیگران، بدبین و گوشه‌گیر، کم‌تحمل ولی اکثراً بی‌آزار یا کم‌آزار هستند.

        - افراد با هوش منطقی‌ پایین و هوش هیجانی مثبت آدم‌هایی با حسن نیت، مهربان، درای میل به کمک و یاری دیگران، که راه‌های درست رسیدن به هدف را نمی‌دانند و اکثرا‌ً رفتارشان نتیجه عکس می‌دهد مثل قهرمانان با حسن نیت ولی کم‌هوش بعضی از فیلم‌های سینمایی مانند لورل هاردی.

        - افراد با هوش منطقی‌ بالا و هوش هیجانی مثبت افرادی هستند هوشمند دارای قدرت تشخیص و پشتکار کافی که می‌توانند احساساتشان را بخوبی کنترل کنند و رفتار مناسب برای اهداف مورد نظر از خود بروز دهند و با دیگران رابطه حسنه و دوستانه و مسالمت‌آمیز برقرار نمایند.

       - شناخت ویژگی‌های هوش منطقی هوش منطقی و هوش هیجانی افراد به ما بر درک چگونگی تعامل آن ها کمک می‌کند و این که چگونه سطح و نوع روابطمان با آن ها را تنظیم نماییم.

    11)  مهارت هماهنگی بین عقل و عشق یا مزدا و میترا: در فرهنگ ایران باستان مزدا مظهر عقل و خرد و میترا مظهر عشق و عاطفه شناخته می‌شده، و در عرفان ایرانی شاید به دلایل احساسی بین این دو عامل بزرگ زندگی معنوی انسان یعنی عقل و عشق، قائل به نوعی تضاد بوده‌اند که باید یکی را برای داشتن دیگری کنار نهاد و از آن صرف‌نظر کرد. صرف‌نظر از مباحث جذاب عرفانی در این زمینه، واقعیت اینست که روانشناسی جدید می‌تواند با رعایت اعتدال بین عقل و عشق هماهنگی و آشتی ایجاد کند که نتیجه آن انسان موفق، محبوب و خوشبخت است، کاری شدنی و قابل دستیابی که مهارت‌های زندگی خوانده می‌شود. و اصولاً عاطفه متعادل، در حدی فراتر از عقل مصلحت‌اندیش قرار می‌گیرد و انسان را به مرحله بالاتری از کمال می‌رساند. اما خطری که در این مورد قابل پیش‌بینی است، یک بعدی شدن شخصیت انسان، و عدم توجه فرد به سایر وجوه از جمله وجوه مادی و زندگی دنیایی است، که این امر انسان عاشق را در عصر خود نابهنجار نشان می‌دهد. اصولاً اعتدال و رعایت آن در رفتار خود مرحله‌ای از مراحل والای کمال انسانی است که می‌توان واژه زیبای عدالت را برگرفته از آن دانست.

    12) تجربه نشان داده است که تقویت هوش هیجانی (که با آموزش حاصل می‌شود) 1- اعتماد به نفس افراد  2- قدرت نفوذ و تأثیرگذاری در دیگران   3-  قدرت رهبری و هدایت گروهی را در افراد افزایش می‌دهد و می‌تواند به آن ها یک چهره کاریزماتیک، جذاب و دوست‌داشتنی ببخشد و از ارتباطات نامطلوب و فرسودگی روانی انسان‌ها جلوگیری کند. هوش هیجانی برخلاف هوش منطقی در طول روز، هفته و سال می‌تواند افزایش یا کاهش یابد مثلاً هوش هیجانی عمومی در ایام نوروز، ایام ماه محرم و ماه رمضان در کشور ما بالاتر از زمان دیگر است. و علاوه بر این هوش هیجانی با افزایش سن رشد می‌کند و تقویت می‌شود.

    13) برای تقویت هوش هیجانی یا هوش هیجانی چه باید کرد؟

        - به تأثیر هوش هیجانی مثبت در زندگی خودمان و قابل پرورش بودن آن باور داشته باشیم، و این که ما نیز مثل همه انسان‌ها نیازمند به تغییر در رفتار و عملکردهای خود هستیم، این تغییر را خودمان باید ایجاد کنیم و سرانجام باور به این که خودمان توانایی ایجاد این تغییر را دارا هستیم و نتیجه این تغییر مثبت به خود ما برخواهد گشت.

        - چرخه انرژی در انسان‌ها را بشناسیم و مهارت تقویت انرژی مثبت در خودمان و چگونگی استفاده از آن را بیاموریم. نمی‌توان از کسی نفرت داشت و با او با نرمی گفتگو کرد و به تفاهم رسید.

        - بکوشیم خود فعلی امان را به خود واقعی، یعنی شخصیتی که توانایی رسیدن به آن را داریم، ارتقا دهیم تا هر روزمان بهتر از دیروز و فردامان بهتر از امروز باشد.

        - آرامش جسم مقدمه آرامش روانی است. به آرامش جسممان بی‌اعتنا نباشیم. یک چهره آرام و مطمئن خیلی زود می‌تواند اطمینان مخاطب را جلب و با او ارتباط مثبت برقرار کند.

        - چهار هیجان اصلی یعنی شادی، غم، ترس و خشم (که حالت مزمن آن ها به صورت وجد و سرمستی، افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در می‌آید) در صورتی که حاکم بر احساسات ما شوند، رفتاری را بروز خواهیم داد که ممکنست بدور از تعقل، خرد و مصلحت‌اندیشی باشد و چنین رفتاری که نشانه هوش هیجانی منفی است دیگران را هرچه بیشتر از ما دور می‌سازد، در حالی که اگر در حالت هوش هیجانی مثبت قرار بگیریم و چهره گشاده، زبان ملایم و دل مهربان یا به تعبیر یونسکو مغز اندیشه ورز، دست توانمند و خلاق و قلب مهربان داشته باشیم، دیگران به طور طبیعی به سوی ما جذب خواهند شد.

        - ارتباطمان هدفمند باشد و بدانیم با هر کس چرا؟ و در چه سطحی می‌خواهیم ارتباط داشته باشیم؟

    نگذاریم سطح ارتباط به ما تحمیل شود. مخصوصاً این که ما ایرانی‌ها در مقابل مهمان مأخوذ به حیا هستیم و به سرعت در مقابل آن ها احساسات و عواطف بر رفتارمان چیره می‌شود. به طور کلی تعامل سازگارانه توأم با آگاهی و مصلحت‌اندیشی می‌تواند تعیین کنده سطح روابط ما با دیگران باشد.

        - تعارفات خارجی‌ها را (مثل خودمان) زیاد جدی نگیریم و فکر نکنیم آن ها اهل تعارف نیستند. آن ها ممکنست با خودشان چنین باشند ولی در برخورد و ارتباط با ما براساس سلیقه ما رفتار می‌کنند، نه براساس معیارهای اخلاقی خودشان.

        - شنونده خوبی بودن و خوب گوش دادن و توجه کردن به سخنان دیگران کلید ایجاد ارتباط مثبت با آن هاست، مخصوصاًدر مراودات دوستانه و غیررسمی کمتر حرف بزنیم و بیشتر شنونده باشیم، البته لبخند و چهره‌گشاده را نباید فراموش کرد.

        - برای ایجاد ارتباط مثبت به علائق، عادت‌های غیرمضر، عقیده مخاطبمان توجه داشته باشیم و اگر آن ها مورد تأیید و علاقه ما نیستند، ضرورتی به اعلام و بیان آن نیست بلکه به نقاط مشترک موجود تکیه نکنیم.

        - بهتر است در محاورات و گفتگوهای دوستانه به زبان مخاطب سخن نگوئیم ولی در مذاکرات رسمی از زبان فارسی استفاده کنیم  تا در زمان ترجمه فرصت فکر کردن برای جواب سنجیده را داشته باشیم.

        - فراموش نکنیم بهترین تحقیقات را در فرهنگ، ادبیات و تاریخ ما خارجی‌ها کرده‌اند. داشتن اطلاعات از کشور و سرزمین مخاطب برای ایجاد ارتباط بهتر با او به ما کمک می‌کند.

        - بچه‌ها بهترین وسیله ایجاد ارتباط مثبت با خانواده‌ها هستند، این امتیاز را فراموش نکنیم و اگر نگران بدآموزی از فرزندان دوستان خارجی‌مان هستیم باز می‌توانیم در محدوده‌های سالم و مورد تأیید ارتباطمان را با آن ها  حفظ کنیم.

        - ارتباطمان را با دوستان خارجی پس از دوره مأموریت هم حفظ کنیم. از این دوستی‌های غیر رسمی در خیلی از موارد می‌توان به نفع برنامه‌های رسمی کشور سود جست.

        - با مطالعه و تحقیق در گذشته تاریخی ملتمان و خصوصیات برجسته‌ای که، علیرغم پاره‌ای نارسائی‌ها، دارا هستیم، اعتماد به نفس را در خودمان تقویت کنیم، زیرا ارتباط با افراد دارای اعتماد به نفس واقعی همواره دل‌نشین‌تر و مطلوب‌تر است.

        - برای ایجاد ارتباط گرم با دیگران باید سطح توقعات خودمان را کم کنیم تا با افراد راحت‌تر برخورد کنیم و ارتباط دوستانه و صمیمانه‌تری داشته باشیم.

        - سعی نکنیم بدون دلیل و پذیرش منطقی همرنگ جماعت شویم. همرنگی بدون اقناع، با جماعت منطق ضعفاست، ولی با هنجارهای یک جامعه نیز، حتی اگر مورد قبول ما نباشد، نباید به جدال برخاست، بلکه بهتر است بدون همراهی و همرنگی از کنار آن ها با زیرکی بگذریم.

        - بکوشیم روی محیط اطراف خود تأثیر مثبت بگذاریم و اجازه ندهیم محیط روی ما اثر منفی بگذارد.

        - انسان خردمند وقت و عمرش را یا صرف انجام وظیفه (اعم از حرفه‌ای یا اخلاقی) می‌:ند یا صرف تفریح سالم و گذران فراغت و یا تفکر و برنامه‌ریزی، وقتی مراوده‌ای از این سه مورد خالی و خارج است زمان مصرف شده به بطالت گذشته است، از چنین ارتباطی بهتر است دوری کنیم و بتدریج سطح ارتباط را کاهش دهیم و وقت کمتری مصروف آن نماییم.

        - این کلام حافظ را بیاد داشته باشیم

آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است     با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

         - البته مرحوم شیخ رضا طالبانی پدر رئیس جمهور فعلی عراق در پاسخ به این شعر گفته است:

با دوستان جاهل مشکل بود مروت      با دشمن کج‌اندیش بی‌جا بود مدارا!

    اما باید توجه داشت، دوستان جاهل بیشتر نیاز به کمک و مروت و مراعات دوستانه دارند تا همراه و یار شاطر شوند نه این که بار خاطر بمانند، و دشمن نیز هر که باشد تا وقتی دشمن است نسبت به ما کج‌اندیش خواهد بود، و اگر نمی‌توانیم دشمنی او را کاهش یا او را از سر راه خود برداریم مدارا عاقلانه‌ترین کار تا رسیدن به نقطه پایان خطر یا حذف دشمنی است. فراموش نکنیم هیچ ملتی دوست ابدی یا دشمن ابدی ندارد، بلکه منافع ملی او ابدی است که باید همواره رعایت شود و در مراودات و مذاکرات مدنظر قرار گیرد.

14) در پایان جهت مطالعه بیشتر در زمینه  هوش هیجانیمطالعه کتاب‌های آنتونی رابینز، ژوزف مورفی، لوئی بوسکالیا و سایر کتاب‌های مربوط به روانشناسی افراد نرمال، که ترجمه فارسی آن ها قابل دسترسی است و هم‌چنین کتاب‌های زیر توصیه می‌گردد:

- باور درمانی، نوشته: ا. خواجه نوری/ لیدا مشفق، ناشر مکتب پناه

- روانشناسی روابط انسانی، نوشته: حسین اعرابی

- نقش دل در مدیریت، نوشته: مجتبی کاشانی، ناشر سازمان مدیریت صنعتی

- مدیریت عشق و عاطفه، تألیف و ترجمه علیرضا عزیزی، ناشر مؤسسه آموزشی توفیق

- هوش عاطفی، نوشته کلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ، نشر جیحون

- راه نبوغ، نوشته تونی بوزان، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر پیمان

 

 

 

ارسال نظرات

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:۱۱ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

آیا می خواهید پراز ایده های خلاق باشید ؟

 خلاقیت امری اکتسابی ست، همه ما خلاق به دنیا می آییم این چیزیست که می توانید امتحان کنید ! آیا می خواهید تا خلاقیتتان را افزایش داده و ایده های نو از خود بروز دهید ؟  شما می توانید به سرعت با استفاده از چند تکنیک ساده، پیشرو ایده پردازی های خلاق شوید!

 آیا می خواهید تا خلاقیتتان را افزایش داده و ایده های نو از خود بروز دهید ؟ آیا می خواهید تا ایده های خلاق بیشتری داشته باشید ؟ و یا شاید می خواهید تا خلاقیت در حل مسایل را در خانه یا محل کار تمرین کنید .شاید دوست دارید تا دفعه بعدی که با دوستانتان هستید ایده های جالبتان را به انها بگویید ؟ به هر حال شما می توانید به سرعت با استفاده از چند تکنیک ساده، پیشرو ایده پردازی های خلاق شوید!

1- متضادهر چیزی را ببینید

چه می شد اگر می فهمیدید که آب نبات نه تنها برای دندان ها بد نیست بلکه خوب هم هست ؟ آیا کسی می تواند آب نباتی بسازد که از پوسیدگی دندان جلوگیری کرده و باعث تقویت دندان ها هم شود ؟ چه می شد اگر برای تقویت ماهیچه ها، ورزش ضروری نبود ؟ چه می شد اگر روند ساختن ماهیچه ها بدون ورزش کردن انجام می شد ؟

2- همه چیز را بزرگتر یا کوچک تر کنید

به همه چیز نگاه کنید و از خودتان بپرسید که چطور می توانستند بزرگتر یا کوچکتر باشند و چه فایده ای داشت اگر اینطور بود ؟ برای مثال چطور یک یخچال می تواند کوچکتر باشد و فایده آن چیست ؟ شاید می توانست یک سردکننده کوچک ولی خیلی قوی درآشپزخانه باشد ؟ نوشابه خود را داخل آن تصور کنید !

3- مفروضات را به چالش بکشید

مردم فکر می کنند که فقر موجب بالارفتن جرم و جنایت است . البته جاهایی وجود دارد که فقیر است اما آمارجرم کمی دارد . توضیح احتمالی این مسئله چیست وچطور می توان این فرضیه را آزمایش کرد ؟

4- چیزهای اطرافتان را ذهنا جابه جا کنید

به هواکش حمام نگاه کنیدو تصور کنید که بالای دوش قرار دارد ! معلوم است که اگر هواکش نزدیک منبع تولید بخار قرار داشته باشد ، بخار کمتری در حمام باقی می ماند .

5- همه چیز را بسط دهید

هیچ چیزغیراز صحنه های افراطی اکشن در یک فیلم نمی تواند آزار دهنده باشد، اینطور نیست ؟ این مسئله نشان دهنده اهمیت مقدار درست از هر چیز است ! آیا یک مطالعه روی فیلم های قدیمی و اندازه گیری رابطه میزان موفقیت مالی آنها با المان های مختلف در فیلم می تواند یک فرمول ایده آل برای تولید فیلم باشد ؟

6- ایده های احمقانه را دنبال کنید و ببینید به کجا می روند

من اینجا نشسته ام وبا شگفتی فکر می کنم اگر دو جریان باد قوی در دو جهت مخالف به هم می خوردند چه اتفاقی می افتاد؟ آیا آنها یکدیگر را خنثی می کنند ، آشفتگی ایجاد می کنند ویا اینکه اتفاق دیگری می افتد ؟ این منجر به این فکر شد که آیا می توانیم ماشینی با فن های خیلی قوی داشته باشیم که یک جریان هوا از قسمت انتهایی بالای سقف به سمت شیشه جلوتولید کند ؟ به این شکل می توان یک سطح مجازی ایجاد کرد که باعث می شود ماشین ایرودینامیک تر شود و سرعت آن افزایش یابد !

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:٠۸ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

- من دوست تو هستم

- هدف

- عدالت نبودها و بودها

- هوشیاری کارآفرینانه

- جواب دکتر حسابی

- شعار بزرگ ژاپنی ها

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

یکی بود یکی نبود، یک بچه کوچیک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.

روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد. پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخها را در دیوار سخت بکوبد.بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد.

پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی راکه در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد.روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش روکرد و گفت همه میخها را از دیوار درآورده است.

پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخها بر روی آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر کرد و گفت: دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخهایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !! این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد بود.

پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی. تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. یک زخم فیزکی به همان بدی یک زخم شفاهی است.

دوست ها واقعاً جواهر های کمیابی هستند ، آنها می توانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت نمایند. آنها گوش جان به تو می سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند.

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

نشانی و شماره تلفن مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده خراسان رضوی

 

1- ناحیه 4 مشهدمیدان راهنمایی طبقه فوقانی فروشگاه ضریح آفتاب   7630070

2- ناحیه 5 مشهد بلوار وحدت  بین وحدت 5 و 7  درمانگاه فرهنگیان شماره 2 طبقه دوم           2221131 - 2229850

3- قوچان خیابان تربیت  تربیت 7 روبروی مدرسه حضرت خدیجه       2245701

4- کاشمرخیابان امام خمینی روبروی بیمه ایران مجتمع آموزشی    8220468

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

تست های زیر به شما کمک می‌کند دریابید آیا یک کارآفرین هستید یا نه؟ فقط با خود

((صادق باشید و  به خاطر داشته باشید بدترین دروغ‌ها دروغ به خود است.))

تست کارآفرینی (1)

برای هریک از بیست و پنج پرسش که در زیر مطرح شده چند پاسخ ارائه گردیده است. پاسخی را که بیشتر با وضعیت شما تطبیق می‌کند نشانه‌گذاری کنید و امتیاز آنها را (براساس نمره‌گذاری‌های راهنمای انتهای تست) با هم جمع کنید. امتیاز بیشتر به معنای برخورداری از استعداد کارآفرینی بیشتر است.

1- وضعیت کاری والدین شما چگونه بوده است؟

الف) هر دو کار می‌کرده اند، بیشتر موارد برای خودشان کار کرده‌اند.

ب) هر دو کار می‌کرده‌اند، فقط بخشی از کارهایشان برای خودشان بوده است.

پ) یکی از والدینم بیشتر برای خودش کار کرده است.

ت) یکی از والدینم بخشی از کارهایش برای خودش بوده است.

ث) هیچ یک از والدینم هرگز برای خود کار نکرده است.

2- آیا تا کنون از شغلی هم اخراج شده‌اید؟

الف) بله. بیش از یکبار

ب) بله. یکبار

پ) نه

3- روند شغلی شما چطور بوده است؟

الف) عمدتاً در تشکیلات اقتصادی کوچک (کمتر از صد نفر) بوده است.

ب) عمدتاً در تشکیلات اقتصادی متوسط (100 تا 500 نفر) بوده است.

پ) عمدتاً در مراکز تجاری بزرگ (بیش از 500 نفر) بوده است.

4- آیا قبل از بیست سالگی مرکز اقتصادیی را تأسیس کرده‌اید؟

الف) بسیار

ب) کم

پ) هیچ

5- اکنون چند سال دارید؟

الف) 30 - 21

ب) 40 - 31

پ) 50 41

ت) به بالا

6- موقعیت شما بین خواهران و برادران چگونه است؟

الف) بزرگترین

ب) میانی

پ) کوچکترین

ت) حالت دیگر

7- وضعیت تأهل شما چگونه است؟

الف) متأهل

ب) جدا شده

پ) مجرد

8- بالاترین سطح تحصیلات رسمی شما چیست؟

الف) زیر دیپلم

ب) دیپلم

پ) لیسانس

ت) فوق لیسانس

ث) دکترا

9- انگیزه اصلی شما در راه‌اندازی تشکیلات اقتصادی چیست؟

الف) کسب پول

ب) دوست ندارم برای دیگری کار کنم

پ) کسب شهرت

ت) برای فرو نشاندن انرژی اضافی

10- رابطه شما با پدر یا مادرتان که بیشتر درآمد خانواده را تأمین می‌کند، چطوراست؟

الف) تصنعی (رسمی)

ب) راحت

پ) رقابتی

ت) رابطه‌ای وجود ندارد

11- بین سخت کار کردن و تند کار کردن کدام یک را انتخاب می‌کنید؟

الف) سخت کار کردن

ب) هوشمندانه کار کردن

پ) هر دو حالت

12- برای مشورت در مورد یک موضوع مدیریتی حساس به چه کسانی اتکا می‌کنید؟

الف) تیم‌های مدیریتی داخلی

ب) متخصصان مدیریتی خارجی

پ) متخصصان امور مالی خارجی

ت) هیچ کس جز خودم

13- در مسابقات شرط بندی روی کدام یک از موارد زیر شرط بندی می‌کنید؟

الف) 10 به 1

ب) 3 به 1

پ) 2 به 1

14- کدام یک از عوامل زیر برای راه‌اندازی تشکیلات اقتصادی لازم و کافی است؟

الف) پول

ب) مشتری

پ) ایده یا محصول جدید

ت) انگیزه و سخت کار کردن

15- اگر کشتی‌گیر بودید و فرصت می‌یافتید با فهرمان ملی کشور یک بار مسابقه دهید.

الف) این فرصت را از دست می‌دادید، زیرا او به راحتی شما را شکست می‌دهد؟

ب) مبارزه را قبول می‌کردید، اما بر سر آن پول نمی‌گذاشتید؟

پ) حقوق یک هفته خود را بر سر بردن شرط بندی می‌کردید؟

ت) بر احتمالات دل می‌بستید، شرط بندی کلانی می‌کردید و تلاش می‌کردید تا حادثه‌ای بیافرینید؟

16- شما خیلی سریع "دلبسته"

الف) ایده‌های جدید برای تولید می‌شوید؟

ب) کارکنان جدید می‌شوید؟

پ) ایده‌های جدید برای ساخت می‌شوید؟

ت) طرح‌های مالی جدید می‌شوید؟

ث) همه موارد بالا

17- شخصیت دلخواه شما صاحب کدام یک از ویژگی‌های زیر است؟

الف) با‌هوش و پر انرژی

ب) باهوش و تنبل

پ) خنگ اما پر انرژی

18- دلیل بهتر اجرا شدن کارهای شما چیست؟

الف) همیشه سر وقت حاضر می‌شوید.

ب) به طور خیلی دقیق سازماندهی می‌کنید.

پ) همه چیز را به خوبی ثبت می‌کنید.

19- از بحث کردن در مورد کدام موضوع بیزار هستید؟

الف) مشکلات مربوط به کارکنان.

ب) مشخص کردن صورتحساب مخارج

پ) شیوه‌‌ای مدیریتی جدید

ت) آینده تشکیلات اقتصادی

20- فرض کنید در انتخاب موارد زیر آزاد هستید، کدام یک را ترجیح می‌دهید؟

الف) انداختن تاس با شانس بردن 1 به 3

ب) کار کردن روی مشکلی که احتمال حل شدن 1 به 3 باشد.

21- چنانچه قرار باشد بین حرفه‌های رقابتی زیر یکی را انتخاب کنید، کدام یک را انتخاب خواهید کرد؟

الف) گلف حرفه‌ای

ب) فروش

پ) مشاوره پرسنلی

ت) تدریس

22- چنانچه مجبور شوید یک نفر شریک انتخاب کنید، دوست خود را بر می‌گزینید یا فرد غریبه‌ای که در زمینه کاری شما تخصص دارد؟

الف) دوست نزدیک

ب) فرد غریبه متخصص

23- شما چه موقع از بودن با مردم خوشحال خواهید بود؟

الف) زمانی که می‌توانید کار هدفمند انجام دهید.

ب) زمانی که می‌توانید کار متفاوت و جدیدی انجام دهید.

پ) همه اوقات، حتی زمانی که کار برنامه‌ریزی شده‌ای ندارید.

24- در موقعیت‌های بازرگانی که نیاز به عمل وجود داشته باشد، کدام یک از افراد زیر مفید‌تر خواهند بود؟

الف) موافق

ب) موافق با یک سری شروط

پ) ناموافق

25- در یک بازی رقابتی، دل مشغولی شما:

الف) بهتر بازی کردن است.

ب) برد و باخت است.

پ) هر دو مورد بالاست.

ت) هیچ یک.

 

 

 

نمره‌گذاری

1) الف) = 10   ب) = 7    پ) = 5     ت) = 5   ث) = 0                                                                       

2) الف) = 10   ب) = 5     پ) = 0                                                                                                                       

3) الف) = 10    ب) = 5    پ) = 0 

4) الف) = 10    ب) = 7    پ) = 0                                                                                    

5) الف) = 8    ب) = 10   پ) = 5   ت) = 2                                                                                                     

6) الف) = 15  ب) = 2    پ) = 0   ت) = 0                                                                                                    

7) الف) = 0   ب) = 2     پ)=2                                                                                                                                

8) الف)= 2 ب) = 3    پ) = 10 ت) = 8 ث) = 4                                                                                    

9) الف) = 0   ب) = 15 پ) = 0  ت) = 0                                                                                                                      

10) الف) = 10  ب) = 5   پ) = 10 ت) = 5                                                                                                           

11) الف) = 0   ب) = 5   پ) = 10                                                                                                       

12) الف) = 0   ب) = 10  پ) = 0    ت) = 5                                                                                        

13) الف) = 0   ب) = 2   پ) = 10  ت) = 3                                                                                                   

14) الف) = 0  ب) = 10   پ) = 0 ت) = 0                                                                                     

15) الف) = 0 ب) = 10  پ) = 3   ت) = 0                                                                                                   

16) الف) = 5  ب) = 5   پ) = 5   ت) = 5   ث) = 15                                                                             

17) الف) = 2  ب) = 10   پ) = 0                                                                                                                       

18) الف) = 5  ب) = 15 پ) = 5                                                                                                                                                         

19) الف) = 8   ب) = 10    پ) = 0  ت) = 0   پ) = 2                                                                                                                                                      

20) الف) = 0 ب) = 15

21) الف) = 3 ب) = 10 پ) = 0 ت) = 0

22) الف) = 0 ب) = 10

23) الف) = 3 ب) = 3 پ) = 10

24) الف) = 10 ب) = 2 پ) = 0

25) الف) = 8 ب) = 10 پ) = 15 ت) = 0

 مجموع امتیازهایی را که از 25 پرسش ارائه شده به دست آورده‌اید.

اگر بین 230 تا 280 باشد، شما کارآفرین موفق (Successful Entrepreneur) هستید.

اگر بین 195 تا 229 باشد، شما کارآفرین (Entrepreneur) هستید.

اگر بین 180 تا 194 باشد، شما کارآفرین نهفته (Latent Entrepreneur) هستید.

اگر بین 165 تا 179 باشد، شما کارآفرین بالقوه (Potential Entrepreneur) هستید.

اگر بین 150 تا 164 باشد احتمال کارآفرین بودن شما ضعیف است (Borderline Entrepreneur)

و اگر زیر 150 باشد درصد کارآفرین بودنتان صفر است (Hired Hand) به شمار می‌آیید.

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

تست روانشناسی شخصیت

1 - چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید ؟
الف ) صبح      
ب ) عصر و غروب
ج ) شب


2 - معمولاً چگونه راه مى روید ؟
الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب ) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم
ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو
د ) آهسته و سربه زیر
ه ) خیلى آهسته


3 - وقتى با دیگران صحبت مى کنید ؛
الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب ) دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج ) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د ) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و ) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید

4 - وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید ؟
الف ) زانوها خمو پاها تقریباً کنار هم
ب ) چهارزانو
ج ) پاى صاف و دراز به بیرون
د ) یک پا زیر دیگرى خم


5 - وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است ، چگونه واکنش نشان مى دهید ؟
الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب ) خنده، اما نه بلند
ج ) با پوزخند کوچک
د ) لبخند بزرگ
ه ) لبخند کوچک


6 - وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید ؛
الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند ، وارد مى شوید
ب ) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید ، مى گردید
ج ) در حد امکان آرام وارد مى شوید ، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


7 - سخت مشغول کارى هستید ، بر آن تمرکز دارید ، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند ؛
الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب ) بسختى ناراحت مى شوید
ج ) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود


8 - کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید ؟
الف ) قرمز یا نارنجى
ب ) سیاه
ج ) زرد یا آبى کمرنگ
د ) سبز
ه ) آبى تیره یا ارغوانى
و ) سفید
ز ) قهوه اى ، خاکسترى ، بنفش


9 - وقتى در رختخواب هستید ( در شب ) در آخرین لحظات پیش از خواب ، در چه حالتى دراز مى کشید ؟
الف ) به پشت
ب ) روى شکم ( دمر )
ج ) به پهلو و کمى خم و دایره اى
د ) سر بر روى یک دست
ه ) سر زیر پتو یا ملافه ...


10-  آیا شما غالباً خواب مى بینید که :
الف ) از جایى مى افتید.
ب ) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج ) به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د ) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه ) اصلاً خواب نمى بینید.
و ) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید 

 11 ــ فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید، کدام قسمت از صورت او هستید؟
الف:چین و چروک
ب: لکه
ج: خال زیبایی
د: کک و مک
هــ : لبخند


12 ــ دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟
الف: شباهنگ
ب: جغد
ج: عقاب
د: فلامینگو
هــ : پنگوئن

3 1ــ کدام یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب: ویولن
ج: سازدهنی
د: گیتار
هــ : دف  

14 ــ کدام یک از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تر است؟
الف: اخبار و برنامه‌های مستند
ب: فیلم‌های درام و زندگینامه
ج: هیجانی و پلیسی
د: عشقی و ماجرایی
هــ : کمدی و کارتون

5 1ــ کدام یک از بازی‌های شهر بازی را بیشتر دوست دارید؟
الف: ترن‌های هوایی سریع‌السیر
ب: قطار یا قایق
ج: نمایش و اجرای کمدی
د: چرخ و فلک و وسایلی که سریع می‌چرخند
هــ : هیچ کدام، من از شهربازی متنفرم

6 1ــ آیـا شـمـا بـه اشـتـبـاهـات خـودتـان می‌خندید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: برخی مواقع
د: معمولا
هــ : همیشه 

7 1ــ اگـر دوسـت شـمـا سـر بـه سرتان گذاشت،چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟ 
 الف: عصبانی می‌شوید
ب: ناراحت می‌شوید
ج: برایتان جالب است
د: تلافی می‌کنید
هــ : چندین برابر تلافی می‌کنید

8 1ــ اولین چیزی که صبح موقع بیدار شدن به فکرتان خطور می‌کند،چیست؟
الف: کار یا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج: صبحانه
د: روزی که در پیش دارید
هــ : کاری که تا شب انجام خواهید داد

9 1ــ در زندگیتان چه شعاری دارید؟
الف: وقت طلاست
ب: سحرخیز باش تا کامروا باشی
ج: آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند
د: زندگی کن و به دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
هــ : بی‌خیال باش، هرچه باداباد

20 ــ آیا به حیوانات علاقه‌مندید؟
الف: اصلا
ب: تعداد کمی از حیوانات
ج: برخی از حیوانات
د: بیشتر حیوانات
هــ : تمام حیوانات

21 ــ شما لبخند می‌زنید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: گاهی اوقات
د: اغلب
هــ : آنقدر زیاد که برخی فکر می‌کنند دیوانه هستم

22 ــ نظر دیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف: بی‌رحم
ب: سرد و بی‌احساس
ج: زیبا
د: دوست‌داشتنی
هــ : خوشگذران

23 ــ شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: گاهی
د: اغلب
هــ : حداکثر تا جایی که امکان دارد

24ـ شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی از روز را منحصرا صرف خودتان کنید؟

الف: اصلا
ب: احتمالا نه
ج: گاهی
د: بله
هــ : البته، تا جایی که امکان دارد به خودتان می‌رسید

25 ــ آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟
الـــف: مــن حـتــی در تـعـطـیــلات هــم برنامه‌ریزی می‌کنم
ب: همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم
ج: بستگی به روز هفته دارد
د: درصورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش آید
هــ : همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی می‌کنم

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

فهرست تعدادی از کاریابی های شهرستان مشهد

v   کاریابی خراسان

آدرس : ابتدای خیابان امام خمینی کوچه سجادی شماره 40 تلفن : 2210400 -  2240090

v   کاریابی پارس

آدرس : خیابان استقلال بین استقلال 1 و 3 پلاک 71 طبقه 3 تلفن : 3-6085221

v   کاریابی توانگران

آدرس : بلوار سازمان آب روبروی بازار گوهر شاد صادقی 10 پلاک 4 تلفن : 7637565       فکس : 7687084

v   کاریابی کارآفرینان

آدرس : میدان راهنمایی خیابان شهید دستغیب 6 پلاک7 تلفن : 8446123 – 8457732

v   کاریابی کارگستر مشهد

آدرس : بلوار هاشمیه 33 پلاک4 طبقه همکف تلفن : 8835633 – 8810686فکس : 8810369

v   کاریابی زرین کار

آدرس : خیابان سناباد بین سناباد 50 و 52 طبقه فوقانی بانک صادرات واحد 3 تلفن : 8457935  فکس 7272777

v   کاریابی برزمهر خراسان شعبه 1

آدرس : بلوار سجاد چهار راه بهار پلاک 144 واحد 3 تلفن : 8924130

v   کاریابی برزمهر خراسان شعبه 2

آدرس : انتهای بلوار شهید مفتح جنب بوستان بهشت تلفن : 2579739

v   کاریابی فن آوران

آدرس : شهرک صنعتی طوس نرسیده به فاز 2 شهرک فناوری و صنایع غذایی تلفن : 5424458 همراه: 09371322949

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]

 

شرایط ثبت نام

1- گذراندن پیش نیاز دوره آموزشی

2- داشتن آمادگی لازم به منظور شرکت در دوره آموزشی

3- کسب نمره قبولی در آزمون ورودی و مصاحبه

4- داشتن حجاب کامل ( مقنعه - مانتو مناسب - بدون آرایش و لاک )

 

مدارک لازم جهت ثبت نام دوره های آموزشی

  1- دو قطعه عکس 3*2

2- تصویرصفحه اول شناسنامه

3- تصویر کارت ملی،پشت و رو

4- کارت دانشجویی جهت دانشجویان و تصویرآخرین مدرک تحصیلی جهت سایر داوطلبان

5 - یک برگ سفته به مبلغ 5 میلیون ریال

6- فرم تکمیل شده ثبت نام

از کلیه داوطلبین شرکت در دوره های آموزشی آزمون ورودی و مصاحبه به عمل خواهد آمد .

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ۸:٢۳ ‎ق.ظ ] [ کارشناس مشاوره مرکز آموزش فنی و حرفه ای خواهران نجمه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

ورود شما را به وبلاگ مرکز فنی و حرفه ای شماره 4 خواهران نجمه مشهد خوش آمد می گوییم . آدرس مرکز : مشهد حاشیه میدان فردوسی ابتدای بلوار شهید قرنی
آرشيو مطالب
امکانات وب